چگونه یک خاخام از بازی های نقش آفرین برای ایجاد جامعه استفاده می کند


روی خفاشش میتزاوه در کنیسه یهودی بازسازی خود ، خاخام مناخم کوهن به امید نجات. “من منتظر بودم که خدا بر سر من ضربه بزند و من را به یک سفر معنوی ببرد. وی می گوید: “اسیدهای معنوی بدون اینكه اسید مصرف كنند سفر می كنند.”

هرگز این اتفاق نیفتاده است. بسیاری از ما ، به ویژه در تبعیدیان ناشی از همه گیری ، امیدواریم که در طول سفر قهرمان ربوده شوند – این اصطلاح توسط جوزف کمپبل ، منتقد ادبی ، در کتاب خود ابداع و کاوش شد قهرمان با هزاران چهره. رنگین کمان در بسیاری از رسانه ها ، از کتاب گرفته تا فیلم های محبوب ، جا می گیرد. به گفته كمبل ، این افسانه این است كه “قهرمان از دنیای یك روز عادی به منطقه ای از شگفتی فراطبیعی سفر می كند: در آنجا قدرتهای بزرگی ملاقات می كنند و یك پیروزی قاطعانه بدست می آید: قهرمان از این ماجراجویی اسرارآمیز برمی گردد و قدرت آن را دارد كه لطف همسایه خود را اهدا كند. “

همه ما می خواهیم مرد انتخاب شده برای بیرون رفتن و اژدها را بکشیم. متأسفانه ، ما به زندگی دشوار خود بازگشته ایم.

کوهن از 10 سالگی بازی Dungeons & Dragons را شروع کرد. کوهن پس از بزرگسالی امیدوار بود به همان روشی که قهرمان احضار می شود. “من D&D بازی کردم و به جادوی بزرگ علاقه داشتم. گلوله های آتش ، حمل و نقل از راه دور ، پروازها ، سفرهای معنوی روانگردان. “اما مراسم بزرگسالی او کمتر جادویی بود. من تورات را خواندم و اشتباهاتی را مرتکب شدم و کسی متوجه آن نشد.” این مراسم شامل مهمانی ها و هدایای پولی بود.

او سپس تا حدودی از یهودیت منحرف شد ، جادویی را که به جای آن در بازی های نقش آفرینی یافت ، در دین یافت.

سالها دور از خانه ، او در سال 1994 به زادگاهش شیکاگو بازگشت و در شب روش هاشانا که از کار خود به عنوان مترجم زبان اشاره در معبدی برای کم شنوایی از کار بازگشته بود ، در خانه مادرش متوقف شد. اندکی بعد به وی معرفی شد یهودی در نیلوفر آبی توسط راجر کامنتس ، بودایی یهودی. کتاب پرفروش نشان دهنده رابطه مداوم بین یهودیان و بوداییان است. کوهن گفت: “من دیدم که باطنی گرایی که در دنیا آرزو می کردم در حیاط خانه من بود.”

جادویی را که بدنبال آن بود ، هر روز در دعاها و آیین ها کشف می کرد. این جادوی بزرگ نبود ، جادوی کوچک بود. معجزه به طور عادی. او بیشتر در جنبش تجدید یهود شرکت کرد و در عقب نشینی ها و مجالس هفتگی شرکت کرد. سرانجام ، کوهن یک اقدامات شدید چهار هفته ای در مورد شمنیسم یهود انجام داد و خیلی زود شروع به آمیختن بازیها با اعمال دینی خود کرد.

کوهن در یکی از تماس های بزرگنمایی ما داستان عهد عتیق بتشبه و داوود را به من گفت: پادشاه یهود باستان بتشبه را دید که در حال استحمام است و چنان آرزو می کند که به شوهرش دستور می دهد به خط مقدم برسد ، جایی که مرد درگذشت. سپس داوود بیوه خود را برای خود گرفت. ناتان ، پیامبر ، با داوود تماس گرفت و برای او داستانی در مورد مردی فقیر که فقط یک گوسفند داشت ، و او را از کودکی دوست داشت و یک مرد ثروتمند گله عظیمی از گوسفندان داشت. مرد ثروتمند سپس گوسفندان مرد فقیر را برای خدمت به مهمان که از او مراقبت نمی کرد برد. وقتی از او در مورد واکنش او س reactionال شد ، دیوید می گوید که مرد ثروتمند باید مجازات شود.

وی گفت: “ناتان ، من همیشه تصور می كنم سعی كنم لبخند نزنم.”یا مرد هستند “از این تمثیل پادشاه به اشتباه خود پی می برد. “فاصله داستانی داستان به دیوید این امکان را می دهد که خود و دفاع خود را رد نکند و حقیقت را ببیند. و ناتان سرش را نگه می دارد. این حکایت کتاب مقدس چارچوبی را ایجاد می کند که رهبران و درمانگران می توانند هنگام انجام بازی های نقش آفرینی از آن استفاده کنند.

در تئوری طراحی بازی آکادمیک نظریه ای وجود دارد به نام “alibi”. براساس گزارشی از سباستین دیترینگ ، محقق در دانشگاه یورک در انگلیس ، “بزرگسالان به طور مرتب انگیزه های مناسب و مناسب بزرگسالان را برای پاسخگویی به بازی خود مانند مراقبت از کودکان ، وظایف حرفه ای ، خلاقیت یا سلامتی ارائه می دهند. پس از قانونی شدن ، قوانین و مقررات بازی جریمه ای برای رفتاری فراهم می کند که خطر شرم آور بودن در خارج از بازی را دارد. “این انگیزه های متناسب با سن به ما اجازه می دهد تا برای مقابله با مسائل مهم از هم جدا شویم یا خود را به گونه ای مورد بررسی قرار دهیم که به طور عادی از این کار محافظت کنیم تا بتوانیم این کار را به صورت عینی انجام دهیم.


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>