چه می تواند هادس در مورد مردانگی یونان باستان به ما بیاموزد


ما نمی توانیم تصور کنیم که بیشتر افراد ، در صورت وجود ، مانند کروار به نظر برسند – خود زاگ چنین ایده آل بود. Kuoroi بیشتر شبیه اجسام ایده آل و فتیشی است که امروزه در رسانه ها ، تبلیغات و هنر می بینیم. میرون Discoball، نمایندگی مردانگی در جنبه پویایی آن ، توسط نازی ها به عنوان معیارهای زیبایی سنجی زیبایی آنها تصاحب شد. این بر قلب تولید هویت در یونان باستان تأثیر می گذارد ، جایی که “یکی است چی درست. ” که در هنرهای بدن، دبرا هووی ، بلاغت می نویسد: “برای آتنیان باستان ، زیبایی ظاهری و برتری اخلاقی به طور جدایی ناپذیری با هم پیوند داشتند.” البته ما بدن ها را نیز اخلاقی می کنیم. Quoroi به همان اندازه نشانگر ارزشهای یونان باستان است هادس به فرهنگ خودمان است

آیا آنها همجنسگرا نبودند؟

زاگرئوس و تاناتوس ، درخشان ترین شخصیت مرگ ، شخصیت فاضل را مجسم می کنند ، اما مردان مسن نیز در این امر نقش داشتند. چه مجسمه باشند چه مرد ، مردان از هر سنی در لباس پوشیدن مراسم شرکت کرده اند. همانطور که مورخ دونالد جی كایل می گوید ورزش و عینک در دنیای باستان“جدایی برای تبدیل شدن به یک هدف برای ورزش ، به یک ارتباط قاطعانه از مردانگی ، قومیت ، موقعیت ، آزادی ، امتیاز و فضیلت جسمی تبدیل شد.” در آن زمان ، مسئولیت یک مرد بود که شرایط جسمانی خود را همیشه آماده ، برای ورزش و همچنین برای جنگ حفظ کند. مردان مجبور بودند با اشتیاق به این موارد برهنگی عمومی پاسخ دهند و تصدیق کنند که این بدن ها زیبا ، با فضیلت و خوب هستند. و مرد برهنه باید با حیا یا شرمندگی پاسخ دهد (کمکی) حتی نصابهای برهنه با حرکات محدود خود حیا را به تصویر می کشند.

اما همجنس گرایی اجباری همان غریب بودن نیست.

برای درک بهتر نحوه برخورد یونانیان با روابط همجنسگرایان ، باید در مورد تفسیر مجدد داستانهایشان در مورد یکی از مهمترین مراکز فراموش شده زندگی یونان صحبت کنیم:

pederasty یک نهاد اشراف ، خواستگاری بین مردان جوان و مسن است: ارومیه ها و حذف می شود، دوست داشتنی و عاشق. پیرمرد موظف به محافظت و آموزش است ، در حالی كه كوچكتر ، در دوران نوجوانی ، به بزرگتر احترام می گذارد و ارتباط بین خانواده آنها را حفظ می كند. این زوج ها همچنین می توانند با هم دعوا کنند ، راهی برای ترغیب همه به جنگ. کایل می نویسد: “پدراسطی در آموزش و پرورش در آتن و جاهای دیگر نقش داشت ، اما در درجه اول یک شیوه اجتماعی در بین نخبگان بود ، که در سرامیک و شعرهای این کلاس منعکس شد و به انجمن های آن با هم اندیشی ها ، دبیرستان و دو و میدانی مرتبط بود.” سالنهای بدنسازی با دقت و تنظیم کلاسها و برنامه ها برای ارتقا ped سطح زانو انجام می شد و سرانجام به عنوان مکانی برای آموزش فیلسوفان عمل می کردند.

افلاطون فقط یک نمونه قابل توجه است که “کف زدن پدرانه ، که بربرها آن را شرم آور می دانند ، به عنوان یک گروه دوستی که افکار بالاتر را برمی انگیزد”. نقش ورزشگاه ها توسط توماس اسكلون ، كه به گفته كایل ، “تربیت بدنی برهنه ارائه می دهد”ژیمناکیک پایدیا) به عنوان شکلی م ofثر از اجتماعی شدن – یک رابطه احترام متقابل وابسته به عشق شهوانی ، که در آن مردان بالغ نمونه های فرهنگی جوانان نوجوان را ارائه می دهند. “اغلب هومروتیک ، این زوج ها از طریق روابط عاشقانه یا معنوی توصیف می شوند. فیلسوفان ، همه شرکت کنندگان ، حتی می گویند که این روابط فراتر از روابطی است که مردان در ازدواج های خود با زنان داشته اند.

شاید مشهورترین زوج فرزندآسیل ، آشیل و پاتروکلوس باشد که از طریق آن دوباره کار شده است هادس به عنوان عاشقان بزرگسال در یک موقعیت برابر تر در حالی که فیلسوفان کلاسیک از قدیمی تر بودن آنها مطمئن نبودند (دانشمندان امروز ادعا می کنند که پاتروکلوس پاک کن قدیمی تر است) ، آنها این دو را به عنوان عاشق به تصویر کشیدند. هنوز، همجنس باز و همجنسگرا شناسه های تجربی برای ارائه چهره های باستانی ، هر دو مرتبط با اعتقادات قرن نوزدهم در مورد جنسیت و جنسیت است که قبلاً به سادگی وجود نداشته اند. آشیل ، همانطور که در افسانه حفظ شده ، دیگر ارومیک نیست. اگرچه به طور کلاسیک به عنوان افبی ارائه می شود ، اما در سال بسیار قدیمی تر است هادس. اما آشیل و پاتروکلوس فقط می توانستند چنین دوستداران تاریخی باشند ، زیرا آنها انسانهای فانی و ساکن یونان هومر نبودند. این منطقی تر خواهد بود که ، به عنوان معلمش ، آشیل نقش شهرک های زاگ را به عهده گرفت (کشتی ای که با کمال میل می گذاشت غرق شود).

در اینجا لازم است تکرار کنیم که چهره های افسانه ای آشیل و پاتروکلوس به عنوان مردان عجیب و غریب فوق العاده ای هستند. ما در مورد اجبار و رضایت کافی نمی دانیم که در یک رابطه واقعی عاشقانه عاشقانه شروع کنیم ، اما مجبور نیستیم. بعد از تراشیدن ریش اولین ریش خود ، او دیگر پسر نبود. ادامه روابط جنسی با مردان تا بزرگسالی ناپسند بود ، زیرا روابط پدرانه بر اساس اختلاف سن است. در یونان ، مردانگی با یک نقش فعال همراه بود ، با دادن. در حالی که ارومن در دوران نوجوانی می توانست دریافت می کنم، در یک نقش منفعل برای یک مرد یا یک ستاره پاپ شرم آور است که چنین چیزهایی را بخواهد. اتهامات مربوط به چنین رفتاری برای بی اعتباری حریف به سخنانی رایج تبدیل شده است. آنها ادعا کردند که مردی که مطابق خواسته هایش است زن است – بدترین چیزی که می توانی باشی.

بنابراین زنان در حالی که مردان مشغول بودند چه کردند؟

زنان از نظر نهادی و اجتماعی در زندگی غیرنظامی تابع مردان بودند ، در حالی که بدن آنها اغلب به عنوان نقطه مقابل مردانگی با فضیلت نشان داده می شد. زود، مجسمه های زنان در حالت های استاتیک نشان داده می شود ، که به معنی تنبلی است ، که بی نظم و نامتقارن است. هنگام حرکت ، زنان به دلیل عدم کنترل بر احساسات و رابطه جنسی نامتعادل تلقی می شوند.


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>