چرا دیگر فیلم های رویایی علمی تخیلی وجود ندارد؟


در فیلم اخیر کما، هرکسی که به کما می رود ، در همان چشم انداز سورئال زندگی می کند. نویسنده داستان علمی تخیلی آنتونی ها او از پیش فرض فیلم لذت برد و تعجب کرد که دیگر هیچ فیلم رویایی علمی تخیلی وجود ندارد.

ها در قسمت 441 می گوید: “این کاملاً آن چیزی نیست که انتظار دارم.” راهنمای کهکشان گیک پادکست “این همه داستان علمی خارق العاده برای رویاها وجود دارد – و مطمئناً تعدادی از داستان های علمی تخیلی وجود دارد – اما بسیار نادرتر به نظر می رسد.”

معروف ترین فیلم های رویایی علمی تخیلی ، مانند شروع کردن و قفس، حداقل یک دهه قدمت دارد و مشهورترین رمان ها در این باره در دهه های 60 و 70 منتشر شده اند. نویسنده سارا لین میشنر می گوید با وجود سن او ، رمان های کلاسیک دوست دارند استاد رویاها و تراش آسمان هنوز ارزش خواندن دارد

او می گوید ، از یک طرف ، بسیاری از این نقشه هایی که من دیده ام بارها و بارها تکرار می شوند ، اما از طرف دیگر ، این مسئله چندان مهم نیست زیرا غنای جهان هایی که در اینجا ایجاد می شوند ، به اندازه کافی منحصر به فرد و توصیفی هستند. آنقدر غنی که احساس کنید از منظر دیگری آن را تجربه می کنید. “

چرا دیگر هیچ داستان علمی در مورد خواب دیدن وجود ندارد؟ راهنمای کهکشان گیک میزبان دیوید بار کورتلی معتقد است که این ممکن است به تغییر نگرش ما نسبت به رویاها مربوط باشد. “احساس من این است که گفتمانهای علمی در حال رشد هستند که فکر می کنند رویاها فقط یک سر و صدای تصادفی است و اینکه آیا این درست است یا خیر ، من تعجب می کنم که آیا این مربوط به رویاهایی است که موضوع محبوب تری نیستند؟ برای کتاب ها و فیلم های علمی تخیلی چند دهه گذشته ، “او می گوید.

لیزا جاسک ، استاد داستان علمی هم عقیده است. او می گوید جای تعجب نیست که ماهیت غیر منطقی خواب بیشتر مورد توجه طرفداران خیال قرار می گیرد و نویسندگان داستان های علمی تا حد زیادی دنیای رویا را به سایت های واقعیت مجازی که دارای فناوری بیشتری هستند رها می کنند.

او می گوید: “داستان علمی در واقع می خواهد همه چیز را توضیح دهد.” “این در مورد رمز و راز نیست ، بلکه در مورد حل رمز و راز و توضیح رمز و راز است ، و رویاها غیر قابل توضیح است. شما به سختی می توانید رویاهای خود را به روشی معنی دار تنظیم کنید ، و داستان علمی درباره بیان واقعی است. “

مصاحبه کامل با آنتونی ها ، سارا لین میشنر و لیزا جاسک را در قسمت 441 از گوش دهید راهنمای کهکشان گیک (در بالا). و برخی از نکات برجسته در بحث زیر را ببینید.

دیوید بار کرتلی در روانشناسی:

“من می فهمم که رشته روانشناسی تغییر کرده است [from Freud]و اینکه رفتار درمانی شناختی پیشرفته ترین سطح فناوری است ، اما من احساس می کنم فرویدیسم و ​​روانشناسی یونگی از نظر داستان بسیار غنی هستند. اگر می خواهید داستانی در مورد روانشناسی تعریف کنید ، احساس می کنم فرویدیسم خیلی چیزهای زیادی به شما ارائه می دهد و این ایده کامل را دارد – مانند تراش آسمان– روانشناسان یا درمانگران شوم هستند. احساس می کنم گفتن یک داستان در مورد یک درمانگر شوم در یک زمینه فرویدی بسیار آسان تر است ، جایی که همه چیز هیپنوتیزم و رویاها و اسرار است و این احساس که شما کنترل نمی کنید و درمانگر همه این چیزهای مربوط به شما را می داند که من نمی دانم. “

آنتونی ها کما:

“من این را خیلی دوست داشتم. من بسیار تردید داشتم ، فقط چون چیزی از آن نشنیده بودم ، و حداقل نسخه ای كه اجاره كردم كپی شده بود – و خیلی كپی نشده است. همچنین بدیهی است بالاترین بودجه CGI نیست ، بنابراین همه چیز از این نوع بازی های ویدیویی. بنابراین در ابتدا من بسیار بسیار مقاوم بودم و فکر می کردم که این خوب نخواهد بود. اما هنگامی که ما شروع به دیدن بیشتر جهان می کردیم ، یک بار شما به این واقعیت عادت کردید که CGI دارای یک مقدار از درخشش جعلی است ، من فکر کردم که بسیاری از تصاویر عالی وجود دارد و بسیاری از ایده های جالب جالب وجود دارد. من در مورد اقدام نهایی دیوانه نبودم که در آن پیچ و تابهایی وجود دارد که به نظر من فوق العاده جالب نیست اما خوشحالم که آن را دیدم. در واقع آن را خیلی بیشتر از حد انتظار دوست داشتم. “

سارا لین میشنر در کابوس ها:

“وقتی کودک بودم ، رویای تکراری می دیدم که اکنون فقط می توانم تصور کنم ، یا جهنم یا جنگ یا چیزی در این بین. فقط یادم می آید که توسط اجساد احاطه شده بودم – بعضی مرده بودند ، دیگران رنج می بردند. من چندین بار این خواب را دیدم و هر چقدر هم تاریک و شبح بود ، من در آن نبودم. من ناظر بودم ، برای مردم اطرافم متاسف شدم. من نزد مادرم رفتم و از دامن او بالا رفتم و به او گفتم كه چه اتفاقي افتاده است و او مرا نگه داشت ، اما او به من گفت كه من قرباني آن چه او “جنگ معنوي” خوانده بود شدم و “دشمن” مي خواست مرا ببرد. که شیطان است. برای شنیدن این حرف برای یک کودک شش ساله ، انتظار راحتی و برعکس شدن آن – با گفتن اینکه شیطان شما را تعقیب می کند و بنابراین کابوس می بیند – من از این موضوع کاملاً نگران بودم. “

لیزا یاشک در داستان های شگفت انگیز:

“عجیب ترین چیزی که من یافتم این بود که داستان های رویایی در واقع در اوایل دهه 1930 در داستان های علمی محبوب بودند. داستان های شگفت انگیز، پس از اخراج هوگو گرنسبک و فرماندهی دوم وی ، تی اوکانر اسلون. اسلون در واقع دانشمند و روزنامه نگار علمی شناخته شده ای بود و قبل از وجود این اصطلاح در “داستان علمی سکولار” درگیر بود ، و سفر سریعتر از نور داستان های علمی تخیلی را ممنوع کرد شگفت انگيز. بنابراین همه مجبور شدند راهی را برای انتقال مردم خود به فضا در نظر بگیرند و آنها دوباره به داستان های رویایی درباره همه چیزهای عجیب و غریب بازگشتند. بنابراین ، اینها رویاها راهی برای سفر در زمان و مکان قبل از داشتن فضای مجازی یا رایانه برای کمک به شما در انجام این کارها هستند. “


داستان های WIRED عالی




منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>