نقد و بررسی: “مادیان او می خواهد” تصویری ترین خیال در حافظه اخیر است


برای عمیق ، مرموز به دلایلی که احتمالاً ارتباطی با زیبایی ، قدرت ، آزادی و تخیل دارند ، کودکان اسب را دوست دارند. می دانم که کردم ما در خیابان از یک اصطبل بزرگ شدیم و گرچه من بیشتر از زندگی ، تنفس ، ساختن چیزهای واقعی اجتناب می کردم ، اما نمونه های آنها را به شکل اسباب بازی و مجسمه جمع کردم. من صاحب بسیاری ، بعضی از آنها بسیار گران قیمت بودم ، اما قابل اعتمادترین اسب من یک تسویه حساب ارزان ، کوچک و قهوه ای بود که حیوانات شکم پر را به یک جاکلیدی متصل کرده بود. رابطه ما دقیقاً زیبا یا خارق العاده نبود ، اما بسیار قدرتمند و آزاد کننده بود: هر وقت کسی در خانه می گشت ، من او را تا بالای سرش می زدم ، او را در آنجا پارک می کردم ، و توضیح می دادم که حالا او دیوانه خواهد شد. البته نام او پوپی بود.

هیچ جوانی وجود ندارد که در رویه های بسیار قدیمی فیلم جدید دخالت کند مادیان او می خواهدکه در آن اسب ها غر می زنند و در لبه های دنیای تاریک و باشکوه لگدمال می کنند. اما تا آنجا که مادیان او می خواهد برای مردان اسب سوار غمگین و دور آینده ای است که رویای گذشته ای شادتر و جادویی را در سر می پرورانند ، خاطرات من از پوپی احساس مناسب می کنند. حتی برای تجربه یک اثر هنری که می خواهد مخاطبانش بخواهند خاطرات و زندگی را که در افسانه های خلقت خود به خاک سپرده اند ، حفاری کنند بسیار ضروری است.

مادیان او می خواهد اولین فیلم بلند سینمایی نویسنده-کارگردان نیکلاس اش باتمن است و دوست دارم بدانم او اسب پسری است. البته او غرق در فانتزی است ، زیرا فیلم او نوعی ادای احترام بصری به ژانر ، ساخت رسمی آن است. مثل هر حماسه خوب ، این متن با یک متن پیش گفتار و یک نقشه هوایی از زمین شروع می شود. ما بلند هستیم ، در میان ابرها به یک شهر تاریک و درخشان نگاه می کنیم. Whithren ، به این کشور کشوری از گرمای ابدی و خفقان آور گفته می شود. در سواحل شمالی آن شناخته شده است که اسب نادر سرگردان است. همه می خواهند بیرون بروند ، اما تنها مکان برای رفتن لویتن است ، سرزمین یخی در شمال. سالی یک بار ، لاویان یک کشتی برای سرقت اسب به ویترن می فرستند (به دلایل عمیق و مرموز). اگر موفق شوید افراد مناسب بلیط را بکشید ، باز خواهید گشت.

اگر این به نظر یک خیال معمولی می رسد ، بعضی ها برمی گردند بازی تاج و تخت جایی که زمستان به همان اندازه که می رود نمی آید ، چنین نیست. مادیان او می خواهد بسیار ساکت تر از آن است ، یک داستان کوچک در یک جهان عظیم. اغلب احساس می شود که شما اصلاً داستانی را پردازش نمی کنید ، فقط عکس های زیبایی را مرور می کنید. و شاید خواندن یک یا دو کتیبه. از این طریق ، به نوعی معجزه آسا است: خیال به عنوان یک ذات ، نه به عنوان یک توضیح.

اما یک داستان برای کسانی که به آن نیاز دارند وجود دارد و در پایان به طرز شگفت انگیزی سازگار و کامل است. یک دختر (جردن مونهان) وجود دارد و او یک راز دارد. خط مادرسالانه او ر aیای جهانی را به همراه دارد که “جهانی قبل” است. هر شب ، زنان این رویا را که می تواند یک کابوس باشد ، می بینند و آنها را از ترحم می سوزاند. می بینید ، Whithren یک ویرانه بیمارستانی و پسا صنعتی از بدبختی انسان است که بر استخوان های زمان بهتر بنا شده است. بیشتر اسبها از بین رفته اند.

سپس با پسری آشنا می شود و جرقه ای از شادی تاریکی را روشن می کند. به گفته وی ، بیتمن درگیر ماجرا شد – به دلایل بودجه ای – اما او هنوز هم كاری حساس و دقیق را انجام می دهد و به نظر می رسد او و موناهان از یك رابطه واقعی برخوردارند. سکانس مونتاژ عاشقان را تنظیم کنید: خیلی اوقات چیزی در فیلم ها وجود دارد ، اما اینجا غیر معمول است. این باید برای همیشه ادامه داشته باشد ، اما اینطور نیست. مویرا هنوز از رویای خود رنج می برد و می خواهد این مکان ناگوار را ترک کند. آیا پسر کمک خواهد کرد؟


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>