نظریه زمین توخالی دیگر خیلی جالب نیست


اوون Egerton ، کارگردان فیلم های ترسناک مانند رحمت سیاه و Blood Fest، همچنین یک نویسنده با استعداد است. در کتاب اخیر او آشپزخانه، استاد علوم دینی که در غم از دست دادن پسرش سوگ می زند ، در این ایده گیر کرده است که مرکز زمین با تمدن پیشرفته زندگی می کند.

آشپزخانه تقاطع دو وسواس است ، یکی کتاب شغل و دیگری نظریه زمین توخالی ، “Egerton در قسمت 444 گفت راهنمای کهکشان گیک پادکست “چه کسی می دانست این دو با هم تلاقی داشته باشند؟” اما فکر می کنم آنها باید اینگونه بودند. “

ایده زمین توخالی ممکن است مضحک به نظر برسد ، اما زمانی این نظریه توسط دانشمندان و سیاستمداران جدی گرفته شد و حتی امروز نیز هنوز چند طرفدار قوی دارد. “تقریباً در هر رویداد کتابی که حضور داشته ام آشپزخانه، یک یا دو نفر در پشت اتاق حضور داشتند و آنها واقعاً هیجان زده می شوند که من این کتاب را نوشتم و فکر می کنم وقتی شروع کردم به گفتن اینکه زمین توخالی نیست ، واقعاً ناامید شدم. ”

برای رسیدن به ته نظریه ، Egerton حتی داوطلب شد و به عنوان بخشی از اکتشاف برای یافتن ورودی توخالی زمین ، به قطب شمال یخ شکن روسی حرکت کرد. (یک مطالعه Hollow Earth ادعا می کند که چاله های غول پیکری معروف به Symmes Holes در هر دو قطب قرار دارند.) متأسفانه ، این سفر هرگز اتفاق نیفتاده است ، حداقل تا آنجا که او می داند.

Egerton گفت: “به نوعی از فرصت خارج شد.” “بودجه آن تأمین شد و پس از آن باید توسط افرادی که پول می فرستند تأمین می شد و به نوعی بالا و پایین رفتن بود. اما چه کسی می داند؟ ما ممکن است چندین سال از آنها خبری نداشته باشیم و سپس آنها از قطب جنوب بیرون می آیند و جهان تغییر خواهد کرد. “

همانطور که او کتاب را نوشت ، Egerton نظریه زمین توخالی را کمی سرگرم کننده بی ضرر می دانست ، اما اتفاقات اخیر او را بر آن داشت تا در این دیدگاه تجدید نظر کند. او می گوید: “هنگامی که من در مورد زمین توخالی نوشتم ، توانایی مردم را در باور داشتن آنچه بدیهی است درست نیست جشن گرفتم.” “اما با ظهور کتاب و انتخاب دونالد ترامپ ، من به طور فزاینده ای دریافتم که این تئوری های توطئه آنقدر شیرین نیستند که این نیرو بتواند به روشهای مختلف – و به روشی خطرناک – حرکت کند.”

کامل مصاحبه با اوون اجرتون را در قسمت 444 از گوش دهید راهنمای کهکشان گیک (در بالا). و برخی از نکات برجسته در بحث زیر را ببینید.

اوون Egerton در Drafthouse در Alamo:

“او مرا به جامعه ای از همفکران معرفی کرد و این در واقع مدرسه فیلم من بود. من برای تماشای این فیلم های عجیب و غریب می مانم ، برخی از آنها فیلم های کلاسیک فیلم و سایر فیلم های رانندگی خریداری شده توسط تیم لیگ هستند. زمانی بود که تیم لیگ معمولاً درباره رانندگی می شنید که در حال از بین رفتن بود و او تازه همه فیلم های آنها را خریده بود. او نمی دانست آنها چه هستند. او به – فکر می کنم – به اوکلاهما رسید ، او برگشت ، او وانت را شکست که همه این چاپها را بارگیری می کرد ، و اساساً گفت: “یک بار در هفته ، مردم می توانند به صورت رایگان وارد شوند – زیرا من نمی دانم این فیلم ها چیست ، زیرا آنها برچسب ندارند.” و ما فقط به آنها نگاه خواهیم کرد و همانطور که جلو می رویم آن را درک خواهیم کرد. “

اوون اجرتون برای کارگردانی:

“یک روز با من تماس گرفتند و آن جیسون بلوم بود و جیسون بلوم” بله ، ما می خواهیم این فیلمنامه را بخریم. و من گفتم: “این عالی است. فقط یک چیز وجود دارد. گروه دیگری به آن علاقه مند است و آنها به من اجازه می دهند کارگردانی کنم. و او مانند “اوه ، شما می خواهید کارگردانی کنید ، ها؟” من گفتم بله”. و او گفت: “آیا تا به حال او را کتک زده ای؟” و مانند این است: “برای من پیوند ارسال کنید. من آن را در هنگام ناهار تماشا می کنم. من این کار را کردم و باید به شما بگویم که این روز برای من روز آسانی نبود. من مثل این بودم که “چه خبر است؟” جیسون بلوم در حال تماشای فیلم من است! “و او بعداً همان روز با من تماس گرفت و گفت ،” ما با شما معامله خواهیم کرد. ما می توانیم راهی برای هدایت این موضوع پیدا کنیم. بیا انجامش بدیم.'”

اون اوگرتون در وحشت:

“من فکر می کنم که اغلب وقتی استودیوهای بزرگتر از وحشت بسیار هیجان زده می شوند ، وقتی می بینند یک فیلم با بودجه کم چه کاری می تواند انجام دهد – این قوانین را نقض می کند و با دادن چیزهای غیرعادی به مردم می ترساند – اغلب استودیو هجوم می آورد و می گوید ،” بیایید ما این را می گیریم و تمیز می کنیم ، همه لبه های ناهموار را صاف می کنیم و چیزی بسیار ایمن تر و تجاری تر به مردم می دهیم. و متوجه می شوید که این اتفاق بارها و بارها رخ می دهد ، با امتیازات متفاوت و ویژگی های فکری متفاوت وحشت. اما به طور کلی ، من فکر می کنم وحشت در یک مکان عالی است. وحشت از بین رفته است. او زنده است و لگد می زند. الاغ ریتا و من فقط نمی خواهم بگویم که این در پول جمع می شود. می خواهم بگویم که این داستان ها شامل صداهای بیشتر ، دیدگاه های متنوع تری هستند که فقط بوفه را حتی خوشمزه تر می کند. “

اون اوگرتون در آشپزخانه:

“ایده هایی که فکر می کنم برای من بهترین نتیجه را دارند با یک سوال شروع می شوند ، یک سوال آزار دهنده. و برای من این سوال این بود: اساس جهان چیست؟ این اتفاقات وحشتناک رخ می دهد ، مردم رنج می برند ، مردم تنها هستند و مردم برای یکدیگر گم می شوند ، و چنین زیبایی وجود دارد – طلوع خورشید و نوزادان وجود دارد. هر دو همزمان وجود دارند ، و من سعی می کردم بفهمم: “خوب ، این یعنی چه؟” آیا قلب در مرکز هستی وجود دارد؟ که معلوم می شود سوالی است که کتاب ایوب می پرسد. … من ترجمه های مختلفی را خواندم – ترجمه استیون میچل واقعاً بر من و مقاله هایش در این زمینه تأثیر گذاشت. بسیاری از نوشته ها و افکار مختلف درباره او. من فقط مرتباً به این س comingال برمی گردم: این چه معنایی دارد که جهان هم بسیار دردناک است و هم بسیار زیبا؟ “


داستان های WIRED عالی


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>