مورد خلاف نظریه حریم خصوصی


هرچقدر جذاب این تبلیغات اپل باشد ، داستان Peeping Tom بعد جمعی از حریم خصوصی داده ها را به تصویر نمی کشد. واقعیت ، همانطور که بن تامپسون ، تحلیلگر فنی اشاره کرد ، این است که شرکتهایی که هر حرکت یا تلاش ما را ردیابی می کنند ، عموماً به عنوان افراد علاقه ای به ما ندارند. داده های آنها جمع آوری می شود ، به الگوریتم های یادگیری ماشین می رسد و برای هدف قرار دادن تبلیغات بر اساس رفتار ما استفاده می شود. هیچ انسانی به دنبال لباسشویی شما نیست ، فقط یک ماشین سعی در فروش بیشتر شما دارد. تامپسون نوشت: “تمام دلیل ممكن تجارت آنها این است كه آنها نمی دانند من كی هستم و نیازی به آنها نیستند.” و با این حال آنها می توانند دقیقاً همان چیزی را که من می خواهم به من به فروش برسانند.

این واقعیت که شرکتهایی که اطلاعات شما را جمع می کنند به شما علاقه ندارند ، به این معنی نیست که شما باید از آنها مراقبت کنید ، من می ترسم. فقط دلایل نگرانی فقط به میزان آزار و اذیت شخصی شما محدود نمی شود. به صنعت روزنامه نگاری فکر کنید. در بیشتر تاریخ معاصر ، بهترین راه تبلیغات برای رسیدن به مخاطب هدف خود ، خرید تبلیغاتی است که در آن تماشاگران به احتمال زیاد چیزی را تماشا می کنند ، می خوانند یا به آن گوش می دهند. اگر می خواهید کارت های بیس بال بفروشید ، می توانید تبلیغات خود را انجام دهید Sports Illustrated. امروزه تبلیغ کنندگان می توانند در هر مکانی که آنلاین باشند به همان علاقه مندان به ورزش برسند. آنها می توانند به جای پرداخت SI.com برای اجرای مستقیم آگهی ، به Google پرداخت كنند تا این تبلیغ را برای افرادی كه عاشق ورزش هستند در هرجایی كه ارزان ترین دسترسی را دارند ، هدف قرار دهد.

تحقیقات زیادی وجود دارد که س questionsال می کند این هدف گیری خرد رفتاری چقدر م effectiveثر است. اما اینگونه است که بازاریاب ها بیشتر بودجه تبلیغات دیجیتال خود را خرج می کنند. در نتیجه ، پولی که در گذشته به نشریات روزنامه نگاری می رفت نه تنها به سیستم عامل های رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و یوتیوب ، بلکه به سایت ها و برنامه های با کیفیت پایین تر ، از جمله ارائه دهندگان تعصب و اطلاعات غلط نیز می رود. خرده فروشان زباله توطئه آمیز مانند Gateway Pundit بدون وجود یک سیستم تبلیغات خودکار مبتنی بر مصرف کننده که نیازی به تبلیغ کنندگان ندارد که آگاهانه پول خود را در آنجا خرج کنند ، تلاش می کنند که وجود داشته باشند. همانطور که من انجام می دهم لازم نیست کاملاً به نفع صنعت روزنامه نگاری مغرض باشید تا از یک مدل تجاری که از داده های شخصی شما برای برهم زدن توانایی مالی آن استفاده می کند ، اذیت شوید. شما فقط باید بپذیرید که روزنامه نگاری برای خودگردانی دموکراتیک ضروری است.

مدل تبلیغات ردیابی رفتاری همچنین انگیزه های شبکه های اجتماعی و رسانه های اجتماعی را شکل می دهد. دلیل تمرکز فیس بوک و یوتیوب در “درگیر کردن” کاربران این است که هرچه زمان بیشتری را روی سیستم عامل آنها بگذرانید ، آنها می توانند پروفایل شما را بیشتر کنند و تبلیغات بیشتری را می توانند به شما ارائه دهند. این تعصب قدرتمند برای افزایش تعامل ، به نوبه خود به شما کمک می کند تا به تبیین اینکه چرا سیستم عامل ها بارها و بارها گرفتار شده اند ، کاربران را به سمت محتوای تحریک کننده و حتی رادیکال سازی سوق دهد. روزنامه وال استریت سال گذشته گزارش شد ، به عنوان مثال ، کارمندان فیس بوک به رئیس خود هشدار دادند: “الگوریتم های ما از درگیری مغز انسان برای تقسیم استفاده می کنند” – اما پیشنهادات آنها برای کاهش قطب بندی ، با هزینه مشخصی از تعامل ، مسدود یا کاهش یافت.

شخصی که از ردیابی و مراجعه امتناع می ورزد هیچ یک از این مشکلات را برطرف نمی کند. توییتر و اینستاگرام همچنان به پیمایش شما ادامه می دهند ، حتی اگر تبلیغات شخصی را خاموش کنید. تجارت خبری همچنان به مبارزه ادامه خواهد داد. تبلیغات جعلی همچنان از پایین ترین سطح وب سایت ها پشتیبانی می کنند. از آنجا که جدی ترین پیامدهای اقتصاد مبتنی بر داده ، جمعی است ، انتخاب های فردی شما نسبت به داده های خود در بهترین حالت تأثیر چندانی ندارد.

نظریه پپینگ تام همچنین نمی تواند موقعیت هایی را که در آن می توان مشکل را توصیف کرد ، در نظر بگیرد خیلی زیاد رازداری سال گذشته ، دیوید سیسیلین ، نماینده کنگره (دی – رود آیلند) لایحه ای را پیشنهاد کرد که تبلیغات سیاسی را بر اساس هر چیز دیگری به غیر از سن ، جنسیت یا کد پستی ممنوع می کند. هدف این بود که اطمینان حاصل شود اگر تبلیغات سیاسی نادرست یا گمراه کننده در شبکه های اجتماعی منتشر می شود ، حداقل باید به مخاطبان گسترده ای ارائه شود تا مردم بتوانند آن را رد کنند. هدف گذاری خرد تبلیغات سیاسی به ویژه نگران کننده است زیرا ، همانطور که سیسیلین در آن زمان به من گفت ، “این مربوط به توانایی افراد در دریافت اطلاعات قابل اعتماد و معتبر برای تصمیم گیری در طول انتخابات است ، که این سنگ بنای دموکراسی ماست.” اما اصل را می توان خلاصه کرد. منطق تبلیغات هدفمند رفتاری به طور غیرقابل تحریری به سمت شخصی سازی و تقسیم بندی بیشتر می رود. این از یک جهت مشاهده می شود ، این بدان معنی است که تنوع روزافزون انتخاب های مصرف کننده را برآورده می کند. به عبارت دیگر ، این به معنای جایگزینی تجربه جمعی مشترک بین شهروندان با معاملات خصوصی بین یک شرکت و یک فرد خصوصی است. از این نظر ، آنچه در مورد حریم خصوصی آنلاین مطرح می شود ، ادامه حیات است علنا زندگی


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>