مطالعه جدید رنگی به دنبال رمزگشایی Brain Pantone است


در ابتدا ، كانوی كاملاً تردید داشت كه به هر نتیجه ای برسد. وی می گوید: “کلمه خیابان این است که MEG دارای وضوح مکانی بسیار پوسیده ای است.” در اصل ، دستگاه در تشخیص خوب است چه زمانی فعالیت مغزی دارد ، اما نه آنقدر که به شما نشان دهد جایی که این فعالیت در مغز است. اما همانطور که مشخص شد ، الگوها وجود دارد و رمزگشای به راحتی می تواند آنها را تشخیص دهد. او می گوید: “در اینجا ، مدل برای رنگهای مختلف به اندازه کافی متفاوت است که می توانم با بیش از 90 درصد رنگی که دیده اید ، رمزگشایی کنم.” “این مانند: لعنتی!! “

چاترجی می گوید رویکرد MEG Conway به دانشمندان علوم اعصاب اجازه می دهد تا موضوعات ادراک سنتی را وارونه جلوه دهند. وی نوشت: “ادراک معمولاً به عنوان مقدار مشخصی در نظر گرفته می شود” – در این حالت رنگ مارپیچ است – “و سپس محققان سعی کردند فرآیندهای عصبی منتهی به آن را درک کنند.” اما در این آزمایش ، كونوی از طرف مقابل به س approachesال می پردازد: او فرآیندهای عصبی را اندازه گیری می كند و سپس در مورد چگونگی تأثیر این فرآیندها بر ادراك رنگ افراد خود نتیجه گیری می كند.

MEG همچنین به كنوی اجازه داد تا ببیند كه چگونه ادراك با گذشت زمان پیشرفت می كند. در این آزمایش ، از لحظه ای که داوطلب ریمل مژه و ابرو را مشاهده کرد ، تا زمانی که رنگ آن را با صدای بلند نامید ، حدود یک ثانیه طول کشید. این دستگاه قادر به شناسایی الگوهای فعال سازی در این دوره بود ، نشان می دهد که چه زمان درک رنگ در مغز ایجاد می شود ، و سپس این فعال سازی را برای تقریباً نیم ثانیه دیگر با تغییر درک به یک مفهوم معنایی ردیابی می کند ، واژه ای که داوطلب می تواند برای استفاده از آن استفاده کند رنگ را نامگذاری کنید.

اما این رویکرد محدودیت هایی دارد. در حالی که کانوی می توانست تشخیص دهد که اسکن رنگ های مختلف الگوهای متفاوتی از واکنش های مغزی را ایجاد می کند و 18 فرد وی الگوهای رنگی خاصی مانند زرد ، قهوه ای یا آبی روشن را تجربه می کنند ، او نمی توانست دقیقاً بگوید که این الگوها در کجای مغز ظاهر شده اند. در این سند همچنین به هیچ یک از سازوکارهای ایجاد این مدلها پرداخته نشده است. کانوی می گوید ، اما کشف اینکه تفاوت عصبی اولیه وجود دارد بسیار زیاد است. وی می گوید: “وجود این اختلاف آموزنده است زیرا به ما می گوید كه نوعی نقشه رنگی توپوگرافی در مغز انسان وجود دارد.”

“این است روابط رنگی همانطور که ما آنها را درک می کنیم (فضای رنگی ادراک) می تواند از آنجا بدست آید روابط فعالیت ثبت شده (حتی اگر MEG باشد و نتواند شما را به سطح نورونهای منفرد یا گروههای کوچک نورون برساند) “، چاترجی می نویسد. “این باعث می شود این مطالعه خلاقانه و جالب انجام شود.”

علاوه بر این ، Conway می گوید ، این مطالعه همه این استدلال ها را رد می كند كه MEG از دقت كافی برای گرفتن این الگوها برخوردار نیست. “اکنون می توانیم از آن استفاده کنیم [MEG] برای رمزگشایی انواع موارد مربوط به ساختار فضایی بسیار خوب سلولهای عصبی در مغز ، “کانوی پیشنهاد می کند.

داده های MEG همچنین نشان می دهد که مغز بسته به اینکه رنگ های گرم یا تیره نشان دهند ، این هشت مارپیچ رنگ را به طور متفاوتی پردازش می کند. کانوی اطمینان حاصل کرد که جفتهایی با همان رنگ را شامل می شود ، به این معنی که طول موج آنها توسط گیرنده های نوری چشم به همان رنگ درک می شود ، اما دارای سطح روشنایی یا روشنایی متفاوتی است که نحوه استفاده افراد از آنها را تغییر می دهد. درک. به عنوان مثال ، رنگ زرد و قهوه ای رنگ یکسانی دارند ، اما از نظر روشنایی تفاوت دارند. هر دو رنگ گرم هستند. و برای رنگهای سرد ، آبی و آبی تیره که او انتخاب کرده نیز همان رنگ را دارد و از لحاظ روشنایی همان اختلاف رنگ زرد و قهوه ای زنگ های گرم را دارد.

داده های MEG نشان می دهد که الگوهای فعالیت مغز مربوط به آبی و آبی تیره شباهت بیشتری نسبت به الگوهای زرد و قهوه ای دارند. اگرچه تمام این سایه ها با همان میزان روشنایی متفاوت هستند ، مغز در مقایسه با دو بلوز ، جفت رنگ های گرم را بسیار متفاوت از یکدیگر پردازش می کند.


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>