مرور: “سعادت” بدترین نوع فیلم علمی تخیلی باز است


مایک کاهیل لی آیا احساس می کنم دیده شده ام؟ این نویسنده و کارگردان 41 ساله داستان های علمی در حال حاضر سه فیلم ساخته است که هر کدام نمای بالاتری نسبت به فیلم قبلی دارند و در مورد راه های تماشای این فیلم ها ساخته شده است. این به معنای واقعی کلمه در دومین تلاش است ، من مبداکه بدترین عنوان نیز بی ارتباط است. در سال 2014 منتشر شد ، این در مورد دانشمندان بینایی است که به دنبال ریشه چشم انسان هستند – بینایی ، بازی با کلمات – که ، اگر شما نمی دانید ، “پنجره” است ، همانطور که یک شخصیت به معنای واقعی کلمه می گوید ، “به روح ” آنها این را در ژن های یک کرم حشره می یابند ، اما نه قبل از اینکه کارن ، با بازی بریت مارلینگ ، به شریک آزمایشگاه خود هشدار دهد که حداقل وقتی که او را می بیند علاقه ای به ایجاد نام برای خود ندارد:

شناخت کیهیل دو معنی دارد: پول بیشتر و مارلینگ کمتر. او همچنین در اولین داستان علمی تخیلی کیهیل بازی کرد ، زمین دیگر، که در سال 2011 به بازار عرضه شد و طبق گزارشات برای 100000 ناچیز ساخته شده است. من مبدا هزینه آن 10 برابر بیشتر است و مارلینگ فقط در آن عمل می کند. در آخرین فیلم کیهیل ، سعادت، بودجه مشخص نیست ، اما اوون ویلسون و سلما هایک با بازیگر اصلی و در آمازون پرایم ، او هیچ کجا نیست. (ممکن است در سالهای اخیر مارلینگ را در نمایش نت فلیکس دیده باشید OA، کودک او.) نه اینکه بگوییم این الهام او بوده است ، اما به نظر می رسد پول / سازش مارلینگ دید سینمایی کاهیل را تار کرده است.

زمین دیگر بهترین نوع از مطالب علمی تخیلی بود ، مفهومی اما حاوی. همچنین از سه گانه کاهیل ، بدون ارتباط ، بهترین عنوان عنوان شده است. تمام ادبیات داستان های علمی به صورت استعاری به معنای واقعی کلمه ساخته می شوند ، اما بیشتر اوقات به صورت نامتناسب دمیده می شوند. (یا در آخرین اقدام فقط در فضا منفجر می شود.) در اینجا مقیاس انسانی است. یک شب ، شخصیت مارلینگ ، روندا ، در یک مهمانی دانشگاه مست می شود و تصمیم می گیرد به خانه خود برود. در راه ، ناگهان چیزی در آسمان ظاهر می شود. این سیاره ای است که ظاهراً با سیاره ما یکسان است. در حالی که آن را برمی دارد ، با اتومبیل دیگری تصادف می کند و لحظه ای دو نفر را می کشد. بنابراین ، س raisedال مطرح شده توسط عنوان: آیا جهان دیگری وجود دارد که این اتفاق نیفتاده باشد؟ یکی که در آن Ronda فقط زندگی اش را خراب نکرده است؟ این فیلم به جوابی اشاره می کند ، اما متعهد نیست ، در عوض با آهی غافلگیرکننده از فرصت بیرون می آید.

این قرار بود به امضای کاهیل تبدیل شود ، مبهمی در پاسخ به جاه طلبی های بزرگ او. او ناامیدانه متعهد شده است ، مانند همه خالقان داستان های علمی ، در مورد شگفتی ها و بدبختی های موجود ، چه کسی ، چه کسی و چرا تحقیق کند. نمی توان او را به خاطر آن مقصر دانست. اکثر فیلمهای جریان اصلی س questionsالاتی را نمی پرسند که نیمی از آنها چالش برانگیز باشد. ولی زمین دیگر کار می کند زیرا ابهام مطلق نبود. بیننده به لطف دستان راهنمای ملایم کیهیل و مارلینگ راهی برای دیدن راه حل احتمالی پیدا می کند. زوج من مبدا، علیرغم ادبیات بصری و فروپاشی فریبنده ، طغیان نور خورشید به پایان می رسد ، موفق می شود کلیشه قدیمی دیدن-باور را غنی و پیچیده کند. سپس کاهیل این کار را کرد سعادتکه هیچ میزان تماشای اعتقاد شما را باور نمی کند.

ویلسون نقش گرگ را بازی می کند ، هیچ کس در دفتر کاری ندارد ، که روزهای خود را در رویای سرزمین های دیگر و زندگی های دیگر سپری می کند. سپس بانوی جادوگری به نام ایزابل (هایک ، بی بند و باری) ظاهر می شود و ادعا می کند بر واقعیت قدرت دارد. او به او می گوید كه واقعاً واقعیت ندارد ، اما یك شبیه سازی رایانه ای است و اگر گرگ فقط این قرص های كریستالی براق را بخورد ، خودش می تواند ببیند. به عبارت دیگر ، شما قبلاً اینجا بوده اید. شما گرگ هستید ، اما بیننده ای هستید که آن را به یاد می آورد ماتریکس. می بینید ، واچوفسکی ها نظریه شبیه سازی را در انحصار خود ندارند. طبقه سیزدهم، وجود داشتن، مستند جدید سر و صدا در ماتریس“فضای زیادی در جعبه شن مجازی وجود دارد.” اما در دنیای قرص های قرمز / قرص های آبی ، واقعیت Cahill با واسطه دارویی مانند یک شبیه سازی ثانویه از واقعیت را می خواند.


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>