[ad_1]

در این مرحله ، هنگامی که مطمئن نیستید اتفاق درخشان رخ می دهد یا فقط یک زنبور را قورت داده اید ، آن احساس لرزان را در معده خود احساس می کنم. ما فقط یک بار همدیگر را به طور خلاصه در جشنواره کتاب ملبورن دیده بودیم. ما به طور اتفاقی با هم ملاقات کردیم و یک فنجان قهوه ناشایست اوایل او را به اشتراک گذاشتیم ، یکی از آن شرایطی که مطمئن نیستید که این یک قرار ملاقات است یا خیلی خجالتی نیستید که از او بپرسید. بحث کردیم دکتر هو و نظریه آنارشیست ، من تی شرت گروه او را تحسین کردم و هر دو این تصور را داشتیم که دیگری می خواهد همه چیز را به صورت پلاستیکی نگه دارد ، که خوب بود ، کاملا خوب بود و به هیچ وجه ناامید کننده نبود ، و هیچکدام از ما وقتی دیدیم که چگونه به روزرسانی ها فکر نمی کنیم وضعیت گذر دیگر در طول سالها.

درک اینکه ما همیشه فکر کرده ایم یک درمان غیر منتظره است. چیزی متفاوت بود – به اندازه کافی متفاوت ، حداقل برای انتقال از مسنجر به WhatsApp ، که بدون دلیل منطقی همیشه احساس صمیمیترین بستر برای من بود. (البته سیگنال ایمن تر است ، اما این جایی است که همه همسران سابق من در آن قرار می گیرند.) ما درمورد چگونگی مشکوک بودن هر دو در مورد شکل زوج دگرجنس خواه صحبت کردیم ، که یکی از راه های مورد علاقه من برای لاس زدن است.

مدت ها پیش تصمیم گرفته بودم که اگر مجبور شوم در دام یکی از زوج های مستقیم و سنتی که از نظر ساختاری نامتعادل هستند و روحیه نسلی از زنان را به خانواده من می مکند و مجرد بودن را انتخاب کنم ، مجرد بودن را انتخاب می کنم. در واقع ، من زندگی خود را به طور خاص طراحی کرده بودم تا هرگز مجبور نباشم آن را در اطراف یک مرد شکل دهم ، و به اندازه کافی باز بودم که این مشکل تاکنون برطرف نشده است.

نه اینکه من به نهاد ازدواج اعتقادی نداشته باشم. باور نکردن به فوتبال ، که در حال رخ دادن است و به طرز شگفت انگیزی محبوب است ، بسیار منطقی خواهد بود. من فقط نمی فهمیدم که چرا باید در مورد من اعمال شود ، من قوانین را نمی فهمیدم ، و اگر همه ما بدون نیاز به تصمیم گیری یکدیگر را درک می کردیم ، ترجیح می دادم و می دانستم که چند نفر به شدت مجروح بیرون آمده اند.

و نه اینکه غیررومنتیک باشم. برعکس: من هرگز نتوانسته ام آرامش لازم را حفظ کنم وقتی شخصی را واقعاً دوست دارم و مستقیماً به غزل نویسی می پردازم. این به ندرت منجر به اثر مطلوب می شود ، به خصوص در مردان مستقیم. اگر دگرجنسگرایی طبیعی به معنای سوق دادن قلب شما به خطوط قابل کنترل است ، من آن را نمی خواهم. امسال اما درگیری های همه گیر ، فروپاشی آب و هوا ، ناآرامی های داخلی و فاجعه اقتصادی ، مسئله عادی را تا حدودی بحث برانگیز کرده است.

وقتی سرانجام چهره او را در بزرگنمایی دیدم ، ما با تماشای بسیاری از قسمت های قدیمی کلاسیک شروع کردیم دکتر هو با هم و ما در مورد تئوری اعتراض صحبت می کنیم. ما فهمیدیم که ما همان آهنگ کارائوکه را داریم ، و درمورد این واقعیت صحبت کردیم که یک روز ما قادر خواهیم بود به جایی برویم تا از نظر تجربی ثابت کنیم چه کسی در آن بهتر است. همچنین یک اختلاف زمانی هشت ساعته وجود داشت که با هم توافق کردیم و یکدیگر را بیدار کردیم. بدون توجه ، این اتفاق می افتد هر روز و هر شب هفته ها.

فاصله کمک کرد. می توانستم به خودم بگویم که من واقعاً او را دوست ندارم ، و حتی اگر دوست داشته باشم ، خطری در قطع همه برنامه های من که با دقت طرح شده ام وجود ندارد. به هیچ وجه نمی توانستم تکانه ای با هم حرکت کنم. دشواریهای مسخره ای بین ما وجود داشت ، حتی اگر شخصاً یکدیگر را ببینیم. ملاقات از طریق پیشگیری عاطفی روی صفحه با شخص دیگری با ظرفیت کامل استراتژی عاطفی توله سگ که شکمش را قلقلک می دهد ، هیجان انگیز بود. آسیب پذیری ایمن است ، نه اینکه با اشتیاق غیر عصبی باشد. شروع مراقبت از او بسیار ایمن بود و اینکه چه باید کرد بعد به طور غیر منتظره ای آشکار بود. همانطور که اوایل به او گفتم ، این یک نقل قول دقیق است: “من ممکن است یک آنارچا-فمینیست تراژیک وحشی و غیرقابل تحمل باشم که اساساً شخصاً و از نظر سیاسی مخالف مشارکت کلاه به عنوان یک اصل سازماندهی اجتماعی هستم ، اما من هم احمق لعنتی نیستم. “

[ad_2]

منبع: sadeh-news.ir