[ad_1]

سال گذشته او در این جبهه به دستیابی به موفقیت مفهومی دست یافت. در مقاله ای تحت عنوان “پرونده ضد انحصاری علیه فیس بوک” ، وکیل دینا سرینیواسان ادعا می کند که تسخیر بازار رسانه های اجتماعی توسط فیس بوک به کاربران آسیب جدی وارد کرده است: این امر آنها را مجبور به پذیرش تنظیمات حریم خصوصی بدتر و بدتر کرده است. سرینیواسان گفت ، فیس بوک در سال 2004 وجود خود را آغاز کرد و از نظر حفظ حریم خصوصی متمایز شد. بر خلاف MySpace که در آن زمان مسلط بود ، و در آنجا پروفایل ها به طور پیش فرض برای همه قابل مشاهده بودند ، نمایه های فیس بوک را فقط دوستان یا افراد شما از همان مدرسه می توانند ببینند که توسط یک آدرس ایمیل .edu تأیید می شود. سیاست حفظ حریم خصوصی اولیه وعده داده است: “ما از کوکی ها برای جمع آوری اطلاعات شخصی هر کاربر استفاده نمی کنیم و نخواهیم کرد.”

سرینیواسان گفت ، با رشد این شرکت ، فیس بوک سعی کرد از تعهدات خود در زمینه حفظ حریم خصوصی عقب نشینی کند ، اما با انضباط از بازاری که هنوز در گوشه و کنار نبود مواجه شد. در سال 2007 ، Beacon را به بازار عرضه کرد ، محصولی که به آن امکان می دهد فعالیت کاربر را ردیابی کند ، حتی در صورت خارج از سایت. با واکنش شدید – Beacon عادتهای خرید خود را در NewsFeeds به طور علنی به دوستان خود اعلام کرد – این شرکت Beacon را در عرض یک سال خاتمه داد. زاکربرگ آن را “اشتباه” خواند. با این حال ، پس از ترک رقبایی مانند MySpace ، فیس بوک ترس کمتری نداشت. امروز ، “پیکسل” آن ، کاربران را از طریق اینترنت ردیابی می کند ، دقیقاً مانند Beacon (اما بدون ارسال های بی پروا در NewsFeed). به گفته سرینیواسان ، این تنها یکی از راههای زیادی است که فیس بوک پس از فهمیدن اینکه کاربران نمی توانند تجارت خود را به جای دیگری برسانند ، از حریم شخصی خود محافظت کرده است.

نظریه سرینیواسان یک راه حل نظری زیبا برای معمای کاربران ارائه داد ، اما برخی از سوالات تجربی را باز گذاشت: آیا فیس بوک با ارائه حفاظت از حریم خصوصی بهتر ، واقعاً برای کاربران رقابت می کرد؟ و آیا او واقعاً بعداً از این تعهدات صرف نظر كرد زیرا رهبران شركت تصور می كردند كه می توانند از پس آن برآیند؟

این پرونده که توسط دادستان ها تشکیل شده ، شواهد جدیدی را ارائه می دهد که پاسخ هر دو سوال مثبت است. وی به گزارش داخلی مربوط به سال 2008 استناد می کند که در آن شرکت کنترل شدید حریم خصوصی را به عنوان یکی از چهار ستون “سس مخفی” فیس بوک شناسایی کرده است. در این گزارش اشاره شده است: “اگر به مصرف كنندگان كنترل بیشتری در مورد كسانی كه با آنها به اشتراک می گذارند و چگونگی به اشتراک گذاری آنها ، اطلاعات بیشتری به اشتراک بگذارند.

آشکارترین بینش مربوط به تابستان 2011 است ، زمانی که این شرکت در حال آماده سازی برای دفع تهدید از سوی پلت فرم رقیب گوگل ، گوگل پلاس بود. این شکایت به ایمیلی اشاره دارد که در آن رئیس فیس بوک چریل سندبرگ نوشته است: “برای اولین بار ، ما یک رقابت واقعی داریم و مصرف کنندگان یک انتخاب واقعی دارند … ما برای پیروزی بهتر هستیم.” کاربران برای علامت گذاری عکس ها. یک ناظر ناشناس پیشنهاد کرد که از ترمزها استفاده شود. آنها نوشتند: “اگر زماني براي اجتناب از بحث و مجادله وجود داشته باشد ، زماني خواهد بود كه جهان پيشنهادهاي ما را با G + مقايسه كند.” بهتر است ، تا زمانی که مقایسه مستقیم رقابت از بین نرود ، چنین تغییراتی حفظ شود. این نزدیک به سلاح سیگار کشیدن است: اثبات این که ، همانطور که سرینیواسان فرض کرد ، فیس بوک وقتی از رقابت می ترسد حریم خصوصی مصرف کننده را حفظ می کند و اگر این کار را نکند ، حریم خصوصی را بدتر می کند.

ایالات و FTC ادعاهای دیگری درباره آسیب ناشی از اقدامات انحصاری فیس بوک مطرح کرده اند ، اما نسبتاً مبهم هستند. البته ، تمایل فیس بوک به جذب رقبای بالقوه یا قطع آنها از ابزارهای توسعه دهنده ، احتمالاً سطح نوآوری در این زمینه را کاهش داده است ، اما چه کسی می تواند بگوید یک شبکه اجتماعی در یک سناریوی تصادفی چگونه است؟ در مقابل ، نظریه حریم خصوصی بودن این مزیت را دارد که خاص است: فیس بوک در واقع تعهدات مربوط به حفظ حریم خصوصی خود را رها کرده است زیرا به طور فزاینده ای مسلط شده است و به نظر نمی رسد که این یک اتفاق باشد. این بدان معنا نیست که دولت از طریق دادخواهی لغزش خواهد کرد. قانون ضد انحصاری به نفع تجارت بزرگ باقی مانده است و دادگستری فدرال مملو از قضاتی است که به الگوی محدودی از رفاه مصرف کننده تلقین شده اند. اما بحث در مورد حریم خصوصی حداقل پا به پای در خواهد گذاشت. ممکن است فیس بوک هزینه ای را از کاربران دریافت نکند ، اما این بدان معنا نیست که کاربران هزینه ای پرداخت نکرده اند.

[ad_2]

منبع: sadeh-news.ir