[ad_1]

دیوید Gerold نویسنده ده ها کتاب علمی تخیلی ، از جمله است کودک مریخی و مردی که جمع شد. رمان جدید او سلام، برای یک سیاره کم جاذبه که در آن بیگانگان شبه دایناسور زندگی می کنند ، از سری 2011 الهام گرفته شده است. سرزمین جدید.

“ساخت جهانی که آنها انجام دادند بسیار جالب ، بسیار هیجان انگیز بود ، اما چون من ناامید شدم که آنها به سمتی که می خواستم بروم نرفتم ، فکر کردم: گرلد در قسمت 454 از راهنمای کهکشان گیک پادکست

سلام به جزئیات زیادی در مورد تدارکات برای حل یک جهان بیگانه می پردازد و با س questionsالاتی مانند این دست به گریبان است: آیا خوردن پروتئین های بیگانه برای ما ایمن است؟ آیا نفس کشیدن میکروب های خارجی برای ما ایمن است؟ گیاهان و حیوانات روی زمین چه تاثیری بر محیط زیست فرازمینی خواهند داشت؟ این به دور از بسیاری از داستان های علمی تخیلی است که نشان می دهد سیارات فرازمینی تقریباً مانند زمین هستند. گرولد می گوید: “نظریه من این است که هیچ سیاره ای مانند زمین وجود ندارد ، فقط نویسندگان تنبلی وجود دارند.”

سلام از دیدگاه كایل مارتین ، یك جوان عصبی واگرا كه با شخصیتهای اجتماعی دست و پنجه نرم می كند ، اما كنجكاوی زیادی درباره جزئیات فنی دارد ، گفته می شود. جرولد می گوید گفتن داستان از دیدگاه كایل به معنای ساختن جهان است سلام به خصوص ثروتمند

گرولد گفت: “من فکر می کنم این یک پدیده هم افزایی است.” “من می خواستم جهان را کاوش کنم ، کایل شخصیت مناسبی برای کاوش بود و هرچه بیشتر وارد سر کایل می شدم ، بیشتر می خواستم جهان را از نظر او کشف کنم. فقط بخشهایی از چگونگی کمین درندگان در گله های مگافونا وجود دارد ، فقط به این دلیل که کایل به آن علاقه دارد. “

جرولد امیدوار است سلام خوانندگان را وادار خواهد کرد با دقت بیشتری در مورد تأثیر اقدامات ما بر اکوسیستم های موجود در زمین تأثیر بگذارند. وی گفت: “من مقالاتی دیده ام که نشان می دهد سیارات سریعتر از نور حرکت می کنند و سیارات در حال استعمار در اطراف ستارگان دیگر به سادگی فراتر از توانایی های فنی ما هستند.” “من امیدوارم که آنها اشتباه می کنند. اما به عنوان یک آزمایش فکری ، رفتن به دنیای دیگر و کشف موارد متفاوت ، این فرصتی است برای بررسی چگونگی اوضاع در این کره خاکی. “

مصاحبه کامل با دیوید جرولد را در قسمت 454 از گوش دهید راهنمای کهکشان گیک (در بالا). و برخی از نکات برجسته در بحث زیر را ببینید.

دیوید جرولد به بعد تونل در آسمان:

“من هم اینچنین فکر میکنم [Heinlein] شما فهمیدید که در برهه ای از زمان واقعی برای زنده ماندن ، مشارکت با انسانهای دیگر است که فردگرایی یک توهم است. زیرا تونل در آسمان، همه انسانهای کره زمین ، همه کودکان آنجا باید دور هم جمع شوند و از یکدیگر محافظت کنند و برای زنده ماندن با هم کار کنند. و من فکر می کنم این نکته بسیار مهمی است که بسیاری از داستان ها از آن غافل می شوند. بسیاری از داستان ها مربوط به این است: “قهرمان وارد می شود و خودش مسئله را حل می کند. او جنگجوی بزرگ توانا است. و گرچه این بسیار هیجان انگیز است ، آنچه در زندگی واقعی می بینیم این است که بسیاری از مشکلات با کار تیمی و مشارکت واقعاً حل می شوند. “

دیوید جرولد در مورد اکولوژی:

“وقتی می روید و یک سیاره را استعمار می کنید ، با ماشین های جنگی مریخی نمی رسید و شهرها را نمی سوزانید. شما با تمام بوم شناسی خود می رسید ، زیرا اگر قصد زندگی در یک سیاره را دارید ، به تمام بوم شناسی خود نیاز دارید. شما به میکروب های خود در پایین ترین سطح نیاز دارید ، زیرا میکروب ها با آنچه اتفاق می افتد در خاک اداره می کنند ، بنابراین گیاهانی که می آورید – ذرت ، چغندر و شلغم و هر چیز دیگری – ریشه آنها از آن تغذیه می کند. این میکروب ها در خاک انجام می شوند. و سپس شما به تمام حشرات که گیاهان شما را گرده افشانی می کنند ، و سپس به چیزهایی نیاز دارید که حشرات شما را کنترل می کنند. اگر می خواهید مرغ بیاورید ، به چیزهایی برای خوردن مرغ نیاز دارید. بنابراین شما تمام محیط زیست خود را حمل می کنید. “

دیوید جرولد در رابطه جنسی:

“جان ورلی واقعاً این کار را کرد.” [characters changing sex] او در مجموعه هشت دنیای خود بهتر از هر کسی کار می کند – بیشتر کتاب های او در این محیط اتفاق می افتد. او باعث می شد شخصیت ها جنسیت خود را تغییر دهند ، روان و دوجنس گرا باشند ، و این کار را با بی دقتی انجام می داد – توضیح نداد که چگونه این کار را انجام دهد. هیچ کس به او توجه نکرد ، این فقط بخشی از داستان بود. و فکر کردم ، “اوه ، من می توانستم این کار را انجام دهم. بگذار امتحان کنم. بنابراین من توضیح ندادم که چگونه شخصیت ها جنسیت هلا را تغییر می دهند. من یک ایده در ذهنم بود ، اما به زحمت نمی توانم آن را توضیح دهم ، زیرا نمی خواستم وارد زیست شناسی آن شوم. اما من فکر می کردم که این دقیقاً مانند دنیای جان وارلی خواهد بود – هرگاه این فناوری را داشته باشید ، مردم از آن استفاده می کنند. “

دیوید جرولد برای هارلان الیسون:

“من فکر می کنم در آن زمان کمی سرگرم شدم ، و شخصیتی را ایجاد کردم که کمی شبیه هارلان بود – زیرا هارلان می تواند عامل هرج و مرج نیز باشد – اما در حالی که من شخصیت هارلی را توسعه می دادم ، او شبیه هارلان نبود. باب بلوک نان تست یکی از مهمانی های سحابی بود و شوخی های زیادی می کرد و من آنقدر خوشحال شدم که در واقع یکی از شوخی های او بودم. وی گفت: “این کتاب جدید نامیده می شود وقتی هارلی یکی بود. هارلی ، البته ، می گوید که او نیست. ما از این حرف خوب خندیدیم و من فکر کردم ، “وای. باب بلوک متوجه من شد. او متوجه کتاب من شد. چقدر باحال برخی از هارلان ذکر شده بود ، اما هیچ چیز جدی نیست. “


داستان های WIRED عالی

[ad_2]

منبع: sadeh-news.ir

ایندکسر