در اینجا آنچه یادگیری دستکاری مغز شما انجام می دهد ، است


وولف گفت: “وقتی به مردم یاد می دهم كه شعبده بازی كنم ، می توانم كمی ذهن بخوانم و می توانم بگویم كه تو آن را به عنوان یك مدل تصور می كنی.” او فقط تکرار كرد در گوشه ها. به مدل کلی که دور ریخته اید فکر نکنید. فقط پرتاب گرگ هم نمی خواست به صید فکر کند. اگر مدام در گوشه و کنار پرتاب می کردم ، دستانم به جایی که لازم بود برای صید حرکت می کردند.

وی گفت: “کلید یادگیری شعبده بازی کردن ، فکر کردن نیست.”

مشكل مبتدیان این است كه آنها هنگام تمرین مهارت همیشه خودشان فكر می كنند. وقتی می خواهیم به مهارت “یادگیری مجدد” مانند راه رفتن فکر کنیم ، طبق تئوری “سرمایه گذاری مجدد” که توسط کارشناس یادگیری حرکتی Rich Masters ارائه شده است ، عملکردمان بدتر خواهد بود.

به عنوان مثال افرادی که دچار سکته مغزی شده اند ، اغلب از “راه رفتن نامتقارن” یا لنگش رنج می برند. آنها باید راه رفتن را بیاموزند ، اما چون اکنون راه رفتن را می دانند ، به مکانیک راه رفتن فکر می کنند ، که فقط باعث می شود مکانیکی تر به نظر برسد. برای یادگیری خوب راه رفتن ، باید ضمنی یاد بگیرید. “این ترفند ، همانطور که استادان توصیف کردند ، این است که مردم را بیاموزند بدون اینکه بدانند در حال یادگیری هستند ، حرکت کنند.”

وقتی در کاری باتجربه می شویم ، خود به خود اتفاق می افتد. لازم نیست زیاد به آن فکر کنیم ، زیرا مغز خلبان اتوماتیک مجازی ما مدام پیش بینی می کند – و بیشتر پیش بینی های آن درست است.

همانطور که پابلو سلنیک ، مدیر درخشان و متولد آرژانتین آزمایشگاه فیزیولوژی و تحریک مغز انسان دانشگاه جان هاپکینز به من گفت ، مغز این کار را به دلیل کارآیی و بلکه به دلیل تاخیر ذاتی انجام می دهد. وی به من گفت: “مغز شما درباره آنچه انجام می دهید بازخورد می گیرد و حدود 80 تا 100 میلی ثانیه طول می کشد.” “ما در گذشته زندگی می کنیم. آنچه اکنون می بینیم در واقع حدود 100 میلی ثانیه قبل برای حوزه موتور است. “

این پیش بینی ها به ما کمک می کند از زندگی روزمره عبور کنیم. وقتی آنها شکست می خورند ، ما به دنبال توضیحات هستیم. ما در پیاده رو سفر می کنیم ، مغز ما این خبر را 100 میلی ثانیه بعد دریافت می کند و ما به طور متهمانه ای به ترک توهین خیره می شویم. غافلگیری مدل ما را به هم زد. اما وقتی می خواهیم خودمان را قلقلک دهیم ، هیچ اتفاقی نمی افتد زیرا ما از قبل می دانیم که چه احساسی خواهیم داشت. مخچه ما ورودی حسی را “لغو” کرده و سلولهای عصبی را سرکوب می کند. تعجبی نداره؛ مدل دست نخورده است

وقتی برای اولین بار از پله برقی که کار خود را متوقف کرده است بالا رفتید ، با احتیاط چند قدم بردارید. حتی ممکن است حرکت را “احساس” کنید. این به این دلیل است که مغز شما از طریق تکرارهای زیادی آموزش دیده است. برای پله برقی آماده است. این پیش بینی شده است. ما در ذهن خود می دانیم که شکسته شده است ، اما نمی توانیم کمک کنیم اما در بدن فکر کنیم که اینگونه نیست.

تاخیر زمانی

به زودی فهمیدم که شعبده بازی مهارتی نبود که فکر می کردم هست. مانند بسیاری از مبتدیان ، چشم من که دستکاری می کند همان چیزی است که به عنوان مدل دوش شناخته می شود – سه شی در یک نیم دایره در جهت عقربه های ساعت کشیده شده اند. اما مدل دوش بسیار دشوارتر از “آبشار” است که رایج ترین شکل از دستکاری اشیا multiple مختلف است. در آبشار ، اشیا inters تلاقی کرده و در دست مخالف قرار می گیرند. ردیابی شده ، به نظر می رسد شکل هشت ، کج به پهلو است.

من همچنین فرض کردم که دست اندازها هر شی را در پرواز ردیابی می کنند ، این دقیقاً همان کاری است که مبتدی ها سعی می کنند انجام دهند. هنگامی که دخترم او را دعوت کرد ، هنگامی که سعی می کرد هر روسری را دنبال کند ، سر او وحشیانه شکست.

با احترام از تام وندربیلت

اما ، همانطور که هدر ولف به من نشان داده بود ، شعبده بازی در انداختن اشیا individual منفرد کمتر از پرتاب الگو است ، مانند پرتاب یک الگوریتم کوچک به آسمان. جای تعجب نیست که بسیاری از ریاضیدانان برجسته ، از کلود شانون * گرفته تا رونالد گراهام ، به سمت شعبده بازی کشیده شدند.

در شعبده بازی ، برخلاف بیشتر ورزش ها ، شما واقعاً نمی خواهید توپ ها را زیر نظر داشته باشید. شعبده بازها به قسمت بالایی از محل پرتاب چیزها نگاه می کنند – این دوباره تمرکز خارجی است – و همیشه احساسی محیطی نسبت به همه این اشیا in در حال پرواز دارند. این امر با مطالعاتی که در آنها بیشتر بینای ژنگلر مسدود شده است ، به جز یک قطعه نازک در نزدیکی سهموی قوس پرتاب ، تأیید می شود و آنها به خوبی ژانگ بازی می کنند. شعبده بازی های خوب می توانند این کار را با چشم بند انجام دهند.


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>