داستان مخفی اولین ریزپردازنده ، F-14 و من


مرکزی بود Air Data Computer اولین ریز پردازنده است؟ خوب ، داستان ها پیچیده است. در سال 1998 ، سرانجام ری از نیروی دریایی اجازه گرفت تا موضوع را به مردم بگوید روزنامه وال استریت مقاله ای را منتشر کرد با عنوان “پدر دیگری از ریزپردازنده خواستار شناسایی صنعت تراشه است.” مهندسان اینتل که عنوان مشترک دارند به روزنامه گفتند که رایانه هوای مرکزی بزرگ ، گران قیمت است و یک دستگاه عمومی نیست. یک کارشناس گفت که این ریزپردازنده نبود به دلیل نحوه توزیع پردازش بین تراشه ها. راسل فیش دیگر با بیان اینکه وی چنین است ، خاطرنشان کرد: “شرکتی که این فناوری را داشت می توانست اینتل شود. در آن زمان ، می تواند صنعت ریزپردازنده را تا پنج سال تسریع کند. “اما افراد دیگر در آن زمان نیز می خواستند عنوان پدر ریزپردازنده را بدست آورند ؛ جنگهای بزرگ ثبت اختراعی درگرفت و حتی همه با تعریف دقیق ریزپردازنده موافق نبودند.

فیش ، که اکنون یک شرکت صدور مجوز IP به نام Venray را اداره می کند ، گفت: “این بحث فنی نیست ، بلکه فلسفی است.” در یک زمان ، فیش نوشت که 4 بیتی 4004 “می تواند تا 16” در حالی که 20 بیتی است CADC “عبارات چند جمله ای مرتبه ششم را به اندازه کافی سریع ارزیابی می کند تا بتواند سطوح کنترل یک جنگنده مافوق صوت را برای چرخاندن حرکت دهد.” وقتی اخیراً با او صحبت کردم ، او گفت که برگشته است و اسناد را خوانده است. وی گفت: “آنچه ری هولت انجام داد كاملاً درخشان بود.” “خصوصاً با توجه به مهلت های تعیین شده. ری یک نسل جلوتر ، الگوریتمی و محاسباتی بود. “

داستان های رسمی راهی برای سخت شدن دارند ، اما امروز در وب سایت اینتل به زبان بسیار دقیق توجه کنید زیرا این اولین ریزپردازنده متعارف 4004 است (تأکید شده است): “اولین پردازنده قابل برنامه ریزی برای اهداف عمومی در فروشگاه. “

دستگاهی که ری و تیمش اختراع کرده بودند ، این ریزپردازنده غیرتجاری و فروخته نشده ، شاخه کاملی از یک درخت خانوادگی بود. او در حال پرواز با هواپیمایی بود که می توانست با دقت بی سابقه ای موشکهای سریع و آهسته را حرکت دهد و شلیک کند ، اما چیز دیگری از آن برنیامد. پروانه مخفی درخشان و زیبا که پروانه های دیگری به دنیا نیاورد.

جز.

ری می گوید که دوست دارد بداند “بچه ها واقعاً به چه چیزی علاقه دارند”. برای Skylar DiBenedetto ، این چاپ VR و 3D بود.

عکس: ویلیام وایتر

کاری که ری اکنون انجام می دهد انتشار مجموعه ای دیگر از داستان های کوچک است ، جدا از آنکه صدها دانش آموز را از طریق مجموعه دیگری از دروازه های منطقی به یک مسیر دیگر می کشاند. Skylar DiBenedeto ، دانشجوی سابق گفت: “به عنوان یک معلم رباتیک ، کاری که او انجام می دهد واقعاً نجومی است.” ری و لیز به اسکایلار در کشف چاپ VR و 3D کمک کردند و او اکنون دانشجوی سال اول تحصیل در اوله میس است ، اولین شخصی از خانواده نزدیک او که برای کمک به راه اندازی آزمایشگاه واقعیت مجازی به دانشگاه رفت.

و او متوقف نمی شود. وی در آخرین گفتگوی ما ، درست قبل از شکرگذاری ، برنامه بعد از مدرسه را برای کودکان در یک مدرسه دولتی توصیف کرد که خود و برخی دیگر از همکاران می خواهند بعد از سال جدید شروع کنند. این درپوش یادآور آخرین پرواز F-14 است و من متوجه صلیب در قاب در پشت آن می شوم. یکی از دوستان خود فضای زیادی را اهدا کرده است و او و لیز پاتین و چند نفر دیگر با رهبران و معلمان محلی صحبت کرده و آن را ایجاد می کنند. او حتی ممکن است به اندازه کافی پول جمع کند تا ایده خود را درباره یک دبیرستان STEM مستقر در مسیحیان به دست آورد – طرح هایی که برای او به نظر می رسد شگفت انگیز است ، با کلاس ها و آزمایشگاه ها در یک منطقه رقابت مرکزی ربات ها مرتب شده است. وقتی از ری می پرسم آیا گفتن اینکه کار ارتباط او با بچه ها کمی یادآور نحوه ارتباط او با بیل است وقتی که آنها روی پروژه F-14 کار می کردند ، وی گفت: “این اصلاً بخشی نیست. “شاید آنها حتی بتوانند با هم یک شرکت تاسیس کنند.” من فکر می کنم ما احتمالاً می توانیم محصولات مفیدی بسازیم. “

سرانجام ، ری تصمیم گرفت تا از صنعت فناوری خارج شود و توجه خود را به ورزش های جوانان معطوف کند ، و آن را راهی برای برقراری ارتباط با بیل توصیف کرد. او می گوید ، “مگر اینکه احساسات خود را دنبال کنید ،” زندگی می تواند بی فایده ، کسل کننده و بی معنی شود. “

عکس: ویلیام وایتر

آخر هفته ، قبل از بیرون آمدن این قطعه ، بی تفاوت به قفسه زیر تلویزیون نگاه می کنم و چشمهایم روی حجم کمی تمرکز می کنند جیمز جویس قابل حمل. قدیمی به نظر می رسد و یادم نیست که هرگز آن را باز کرده ام ، اما چیزی در مغز من خراشیده شده است. آن را بیرون آورده و جلوی خود را می گیرم. وارد می شود. ویلیام بی هولت 1/6/65. من به محتوا روی می آورم. چندین داستان با مداد کمی زیر خط کشیده شده اند ، از جمله “پرتره هنرمند به عنوان یک جوان” و “مردگان”. مرد جوانی که روزهای ابتدایی خود را در دانشگاه سازماندهی کرد ، پنج سال قبل از مرگش ، که هرگز نمی توانست پیش بینی کند ، داستان کوتاهی را خواند که در پایان مرد با حیرت از پسری که همسرش می دانست چه کسی فوت کرده است ، پایان می یابد.


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>