حقیقت نگران کننده در مورد گردشگر “عمدتا بی ضرر”


طبق گفته گودسو ، رودریگز فارغ التحصیل نشده است. اما افرادی که مهارت کامپیوتر دارند معمولاً در یافتن کار مشکلی ندارند. وی سرانجام کار در یک شرکت تجارت الکترونیکی مستقر در باتون روژ به نام Shoppers Choice را آغاز کرد ، جایی که توسط بسیاری به عنوان با استعدادترین مهندس تیم شناخته شد. پایگاه کد این شرکت هنوز هم پر از مشخصات “VR” برای کدی است که رودریگز نوشت. ماری ، که در زمینه فناوری اطلاعات کار می کند ، به من گفت: “او یک برنامه نویس دیوانه وار خوب بود. مگر اینکه او همیشه همه چیز را به سخت ترین شکل ممکن کدگذاری کند ، مانند اینکه شما رامبراند را برای رنگ آمیزی سرویس بهداشتی خود استخدام کرده اید. شما می دانید که خواهد درخشید ، اما از بالا. “

او خیلی همکاری نکرد ، اما نشست و هدفون هایش را گذاشت – به Temple of the Dog و Rage Against the Machine گوش داد – و مشکلات را حل کرد. با بدتر شدن مشکلات ، او احساس راحتی بیشتری می کرد. او ساکت بود ، اما از نظر همکارانش منحرف نبود. یک همکار سابق به نام کوری تیسدال گفت: “اگر از من بپرسی آیا او کسی است که با لباس دلقک در مهمانی حاضر می شود و همه چیز را با توپ منفجر می کند ، این او نیست.” “اما او به مهمانی های تعطیلات می رود و ناراضی به نظر نمی رسد.”

او روزی یک بار غذا می خورد ، غالباً پیتزا از والمارت یا لازانیا از Pasta Kitchen. او شلوار جین مشکی ، پیراهن مشکی و کت سیاه سیاه پوشیده بود. او تقریباً تا کمر موهای بلند و تیره داشت. یک روز او همه چیز را قطع کرد و به لاک های عشق داد. او در Dragon Con شرکت کرد. به نظر می رسد که او از برخی مشکلات روحی رنج می برد ، اما به گفته ماری ، وی از داروهای معمول خودداری می کند. وی گفت: “او خود را با نوشیدن و شکلات پذیرا کرد.” این همان چیزی است که ماری و دیگر دوستانش “استراحت” می نامیدند ، جایی که او روزها بی حرکت دراز می کشید ، و از خوردن غذا و هرگونه تماس انسانی خودداری می کرد. اما در آخر ، او با این کار کنار می رود. ماری یادآوری کرد: “او غم و اندوه خود را مانند یک لایه اضافی از پوست پوشید.” اما او اضافه می کند ، “من واقعاً خودم را به طور ناقص و كامل انفرادی كنده ام.”

در این زمان در باتون روژ بود که رودریگز رابطه ای را آغاز کرد که به مدت پنج سال ادامه داشت. اما خیلی بد پایان یافت. وقتی همه چیز تمام شد ، زنی که وی ملاقات کرده بود در صفحه فیس بوک خود نوشت: “آپارتمان 950 در ماه / 300 بار در ماه / در مواجهه با هیولایی که 5 سال برای شما احساسی و جسمی بوده است؟ بی بها. “بعد از اینکه رودریگز به عنوان توریست شناخته شد ، مادر این زن در فیس بوک اظهار نظر کرد:” این مرد آنقدر از دخترم رنجیده بود که او را تغییر داد. “

همکارانش در آن زمان ، با آموختن داستان او اکنون غمگین به نظر می رسیدند. اما کاملا متعجب نیست. “او همیشه بسیار درونگرا بود ، خودش را نگه داشت. شوخی های او معمولاً مبهم بود. “یکی از همکارانش به نام کیت والد گفت. “هیچ یک از اینها تعجب آور نیست ، مگر اینکه او سرانجام درگذشت.”

یکی دیگر از همکاران Shoppers Choice به نام دیوید بلیزر گفت: “اواسط سال 2017 با ونس تماس گرفتم تا او را استخدام کنم تا برنامه ای برای مشتری من ایجاد کند.” “و من به او به معنای واقعی کلمه هر چه او می خواست پرداخت می کردم. من هرگز او را پیدا نکردم “

در سال 2013 ، رودریگز به نیویورک نقل مکان کرد او در چت روم آنلاین با زنی آشنا شده بود که من با او تماس می گرفتم. ک که به دلیل وسواس عمومی نسبت به جهانگرد درخواست ناشناس ماندن کرد ، سپس از کالجی در ایالت نیویورک فارغ التحصیل شد. آنها برای دیدار به این سو و آن سو سفر می کردند. هرچه رابطه آنها بیشتر شد ، هر دو تصمیم گرفتند به نیویورک نقل مکان کنند و با هم زندگی کنند داشت مد می شد و باید آنجا بود. او زندگی خود را در لوئیزیانا گذرانده بود و از این تغییر استقبال کرد. او قبلا هرگز برف ندیده بود. در ابتدا او عاشق و شیرین بود. اما به زودی او شروع به دعا و خاموش کردن او کرد. “اگر چیزی او را ناراحت کند ، صحبت با من را کاملا قطع می کند. وقتی مشترک در یک آپارتمان 500 متر مربعی زندگی می کنید ، می تواند تنها باشد. ”


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>