تماشای فیلم های سال زیردریایی من در سال


در دوم شب دمای شوهرم حدود 103 بود ، تماشا کردم تایتانیک. جک داوسون و رز دویت بوكاتر با هم ملاقات كردند ، عاشق هم شدند و برای همیشه سوار کشتی شدند. تایتانیک این آخرین چاره بود چندین آیین راحت راحت من ، از جمله کلاس یوگا در YouTube و حمام ، قبلاً ناکافی شناخته شده اند. احساس وحشت فریاد ناپذیری را احساس کردم ، گویی که در قطارهای چوبی با قطار می چرخیم و راهی برای جلوگیری از سقوط سفر در سیاه چاله وجود ندارد. من تنها نبودم ، احساس لرزش و ترس می کردم. اواسط ماه مارس در نیویورک بود و شهر فهمید که ویروس کرونا فقط در همه جا وجود ندارد. خواهران از قبل برای PPE دعا می کردند. خیابان ها خالی بود. کنفرانس ویدیویی با یک پزشک مهربان از کوه. سینا ، که به من گفت نفس کشیدن چارلی را تماشا کن ، یک اکسیمتر نبض را به صورت آنلاین جستجو کن و آنجا آویزان کن خسته به نظر می رسید. آسانا و نمکهای اپسوم قدرت آرامش خود را از دست داده بودند.

ولی تایتانیک کار کرد زمانی که جک در زیر اقیانوس اطلس خنک مانند یک جسد یخی باشکوه ناپدید شد ، من آنقدر راحت شده بودم که از در آغوش گرفتن رز در اذیت می شوم. مراقبت از چیزی احمقانه احساس خوبی داشت. و بحران خود ما در مقایسه با آزمایشات جک و رز قابل کنترل به نظر می رسید. بله ، چارلی بیش از هر زمان دیگری بیمار بود و بله ، او بیشتر علائم شناخته شده کوید -19 را نشان داد. اما حداقل او در دریا خطری نداشت! وقتی سرانجام بانوی پیر او را به اقیانوس رها کرد ، من خوابم برد.

شاهکار جیمز کامرون یک اشکال اساسی داشت. سه ساعت و 30 دقیقه بدبخت بود. شب های بیشتر روی کاناپه به پر کردن احتیاج داشت ، خصوصاً با ادامه بیماری چارلی. او شب قبل از مکث نیویورک احساس بدی کرده بود. در هفته های بعد ، او به سختی اتاق خواب را ترک کرد و ملحفه را خیلی عرق خیس کرد تا غذا بخورد. وقتی او در آوریل بهبود یافت ، جهان تغییر کرد. در همین حال ، او 25 پوند و حس بویایی خود را از دست داد و من با داستان های تصادفات دریایی وسواس داشتم.

بعد از تایتانیکبا نگاه به گذشته برای یافتن داستانهای بیشتر درباره خطر در دریا ، سرانجام نسخه ای از اریک لارسون را خواندم بیداری مرده: آخرین گذرگاه لوزیتانیا در گوشه قفسه کتاب ما خسته شده بود ، وسوسه انگیز ، وسوسه انگیز برای خرید اما در واقع خوانده نشده است. بهترین قسمتهای کتاب لارسون مربوط به لوزیتانیا یا مسافران آن نبود ، بلکه مربوط به U-20 بود ، زیردریایی که کشتی را اژدر کرد. در مورد نفرین شدن صحبت کنید. توصیف وجود نزدیک و مرطوب زیر آب نیروی دریایی آلمان به نظر کلاستروفوبیک و غم انگیز بود. آنها روی هم زندگی می کردند ، گرفتار ، منزوی و در ترس دائمی از مرگ. این قسمت مرا به یاد شرایط تنها در آپارتمانمان انداخت ، اما اوضاع بسیار بدتر بود. آنجا بوی آسمان بلند می داد. از همه نظر ، غذا عمیقا مکیده می شد. و شما هرگز نمی توانید خشک شوید. موارد اضطراری جداسازی شده آنها در راهروهای باریک فولادی اتفاق افتاد و مجبور به کنترل نبودند. مقایسه دزد شادی و غیره است ، اما در این حالت ، اندازه گیری سرنوشت ما در برابر بدبختی زیردریایی های بدبخت کمک کرد. مانند تایتانیک، بیداری مرده او دقیقاً متوسل می شود زیرا وضعیتی که به تصویر می کشد بسیار وحشتناک است. هیچ چیز بدتر از غرق شدن در وسط اقیانوس نبود. هیچ چیز احساس خوبی نسبت به مصرف داستان در مورد افراد دیگر که آن را انجام می دهند ، احساس راحتی نمی کند. آیا این یک روش روانی سالم برای کنار آمدن بود؟ برام مهم نبود این یک پروژه بود.

زیردریایی ها یک مکان همیشه محبوب برای فیلم های ماجراجویی ، حماسه های جنگ ، فیلم های علمی تخیلی و حتی کمدی هایی با بازی کلسی گرامر است. منطقی است تنظیمات بلافاصله اتمسفر است ، تمام سبز تیره و آبی و خطرات فلزی و پینگ. جذابیت راویان مشهود است. مانند فضا ، محیط زیر آب ذاتاً دراماتیک است ، جهانی بیگانه و خصمانه با زندگی انسان ، پر از راه هایی برای کشتن قهرمانان ما: آتش دشمن ، طوفان ، کوسه. بدنه هیدرودینامیکی یک باره شبیه رحم ، مقبره و سلاح است و به عنوان یک استعاره بزرگ از شکنندگی و وحشت زنده بودن عمل می کند. فقط بیش از حد عمیق افتادن می تواند شما را له کند. شرط بندی ها با هر بار شیب عمق و افت در متر افزایش می یابند.


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>