[ad_1]

عناوین با کلمه یک معجزه آنها عملا نوشتند طرفداران مسابقات در همه جا چیزی را جشن می گرفتند که به نظر آمیزه ای از شانس و برکت بود. اما برای احمقان ساکت که معمولاً در پشت صحنه فعالیت می کنند – شیمی دانان ، مهندسان و بیومکانیست هایی مانند من – بقای گروژین بسیار شانس آورتر از شانس کور بود.

گروسژان از اتاق بیمارستان خود پس از تصادف علت نسبی آسیب دیدگی خود را ناشی از دستگاه Halo که اخیراً مستقر شده است ، حلقه ای واقع در بالای محفظه راننده که برای جذب ضربه طراحی شده است. این یک ساختار محکم از الیاف کربن ساخته شده است که مانند دایره ای بالاتر از “قفس زنده ماندن” راننده به نظر می رسد ، منطقه ای که تصور می شود غیرقابل نفوذترین آسیب در برابر آسیب است. هاله قطعاً یك عامل بود. این مانع برخورد سر گروسژان به سد شکسته شده کنار جاده شد. (خود گروسژان قبلاً نسبت به دستگاه ایمنی نسبتاً جدید تردید داشت ، اما اظهار داشت که اکنون این دستگاه دوباره طراحی شده است.) اما حداقل سه پیشرفت علمی درخشان نیز وجود داشت که وی را در کنار هم زنده نگه داشت: سیستم پشتیبانی از سر و گردن ، مهار مسابقه ای و کت و شلوار آرمدار با تکنولوژی پیشرفته.

ما با تصاویر سینمایی از شخصیت های غم انگیز و بالای تانک که به آرامی از انفجارهای مهیب ماشین دور می شوند حساسیت زدایی می کنیم. اما یک انسان واقعی که از گوشت های آسان خوراکی خارج شده از مرکز جهنم قرمز نارنجی تشکیل شده است چیز حیرت انگیزی نیست. آنچه بیشتر طرفداران و بینندگان نمی دانند این است که اعتبار گروزان برای زنده ماندن دارای صد سال علم خودرو است.

بازگشت به سال 2001 دیل ارنهارد پدر بیش از 150 مایل در ساعت در NASCAR Daytona 500 کار می کرد که اتومبیل او به یک مانع برخورد کرد و باعث شد سرعت او در 0.08 ثانیه 43 مایل در ساعت کاهش یابد. فقط تغییر سرعت آن چشمگیر نبود ، اما چون این سقوط در مدت زمان کوتاهی اتفاق افتاد ، سطح شتاب – یا در این حالت کاهش سرعت – حدود 25 گرم ، یا 25 برابر شتاب ناشی از نیروی جاذبه بود. این بدان معنی است که ضربه بر روی بدن او همانند ضربه ای بود که اگر خلبان جنگنده ای که با سرعت صدا حرکت می کرد در کمتر از 1.5 ثانیه کاملاً متوقف شد.

بدن ارنهارد به درستی مهار شد و در جای خود باقی ماند. با این حال ، سر او نبود. و این اتفاق نیفتاد. حادثه دلخراش ارناردت زمانی بود که مشخص شد اتومبیل های مسابقه ای نیاز به بندهای سر و گردن دارند.

سر ارناردت ، حتی سنگین تر از کلاه ایمنی مسابقه ای ، به جلو پرتاب شد. ساختارهای داخلی گردن او قادر به جذب نیرو نبوده ، که باعث فشار شدید به پایه جمجمه او شد. جمجمه در جواب ترک خورد. به طور ناگهانی با زیرساخت های شکسته استخوان که معمولاً از قسمت های جعلی ما پشتیبانی می کند ، لجام گسیخته ، بافت های نرم مغز ، گردن ، رگ های خونی و ستون فقرات آسیب کشنده می بینند.

این نوع آسیب ، شکستگی جمجمه بازیلار نامیده می شود ، به طور تکان دهنده ای در مسابقات رایج بود و اغلب در دهه های تاریخ مسابقه قبل از مرگ ارنهاردت اتفاق می افتاد. از آنجا که رانندگان برای کارایی خود باید بتوانند به اطراف خود نگاه کنند ، سیستم های ایمنی بر روی نگه داشتن بدنه در اتومبیل متمرکز شده اند ، اما در گذشته از سر و گردن چشم پوشی می کردند.

تا اینکه رابرت هوبارد در دهه 80 ظاهر شد. هابارد ، دکترای مهندسی پزشکی پزشکی و کارشناس آزمایش تصادفات اتومبیل ، بعضی اوقات آخر هفته ها بعنوان عضوی از گودال مسابقه برای دوستانش بازی می کند. روزی در سال 1981 ، هوبارد با دیدگاه جدید ، متاسفانه شخصی در مورد شکستگی جمجمه بیسیل مواجه شد. روز دیگر ، با اتومبیل ورزشی در اوهایو مرکزی ، دوست او ، راننده پاتریک جاکمارت ، بر اثر یک نفر درگذشت. هوبارد و دامادش نیز که از دوستان ژاكارت است ، شروع به كار كردند.

صنعت مسابقه گاهی از تصویب استانداردهای جدید ایمنی بیزار است. رانندگان به صورت استعاره ای اکتان را برای صبحانه می مکند و سرعت را نسبت به ایمنی ارائه شده توسط ورزش های ساکت و آرام بیشتر در اولویت قرار می دهند ، بنابراین تجهیزات دفاعی گاهی اوقات به عنوان یک بار اضافی و ناراحتی به نظر می رسند. اما پس از مرگ ارنهارد ، اسطوره ورزش و مردی که به خرد و شجاعت شهرت داشت ، این صنعت با واقعیت سختی روبرو شد که شن و ماسه و شجاعت در تعیین قدرت ستون فقرات بی ربط بودند.

[ad_2]

منبع: sadeh-news.ir