[ad_1]

Nilandjana Dasgupta ، مدیر انستیتوی تنوع در دانشگاه ماساچوست آمهرست می گوید ، داشتن حامی بسیار ارزشمند خواهد بود. در مطالعه خود ، Dasgupta دریافت كه مربیان همان جنس كه از نظر سن و شغلی نزدیك به مربیان خود هستند می توانند اثرات مفیدی داشته باشند ، شاید به این دلیل كه برای راهنمایی ها آسان تر است كه با این مشاوران شناسایی شوند. وی گفت: “مربیان همسن و سال كه فقط چند سال از زنان مربی بزرگتر هستند ، به ویژه الهام بخش هستند زیرا موفقیت آنها دستیابی بیشتری به نظر می رسد.”

مورل می گوید که ثابت شده است که همسالان وی تأثیرگذارترین مشاور وی هستند. با پیشرفت در مشاغل پشت سر هم ، همه آنها منابع اصلی حمایت از یکدیگر بودند. او می گوید: “ما تمام مشاغل خود را با هم متحرک بوده ایم.” “ما در حین حرکت منابع را به اشتراک می گذاریم ، فرصت ها را به اشتراک می گذاریم ، اطلاعات را به اشتراک می گذاریم و پشتیبانی می کنیم.”

با این حال ، یک زن دانشمند لزوماً برای زن جوان فقط از نظر جنسیت مربی خوبی نیست. باست به یاد می آورد كه یك بار دیگر دانشمند زن دیگری از او خواسته بود تا از مردی كه مسئول موفقیت وی است نام ببرد. از طرف دیگر ، یک زن مصاحبه کننده برنامه دکترا از او س ifال کرد که آیا قصد بچه دار شدن دارید – و به او گفت که اگر چنین کاری کند ، هزینه تأمین بودجه او نمی شود. باست گفت: “من مطمئن هستم كه این كار غیرقانونی است.”

و به همین ترتیب ، مردان می توانند پشتیبانی عالی داشته باشند. رشما یاگسی ، مدیر مرکز بیوئیک و علوم اجتماعی در پزشکی در این کشور گفت: “مردان نباید از ارائه خود به عنوان مربی بالقوه زنان ترس داشته باشند زیرا این احساس نادرست است که قادر به انجام چنین کار خوبی نیستند.” دانشگاه میشیگان.

مطمئناً یک استاد مرد تلاش خواهد کرد تا در مورد مشکلات موجود در زن در آزمایشگاه خود اطلاعات کسب کند. اما Lindqvist معتقد است که مردان می توانند و باید این مسئولیت را به عهده بگیرند – شاید با انتخاب کار با خود مربیان اقلیت. وی می گوید: “کار برای یک دانشجوی پسر به همان اندازه مفید است که یک زن با یک مربی زن کار می کند ، یا یک دانشجوی پسر سفیدپوست با یک معلم مرد سیاه پوست کار می کند تا آنها بتوانند یاد بگیرند که تفاوت های مبتنی بر قدرت در علم بر هویت های مختلف چگونه تأثیر می گذارد.” “به نوبه خود ، آنها ممکن است بفهمند که چگونه مربی خود را برای پاسخگویی به این چالش ها در دانش آموزان خود تنظیم کنند.

باست همچنین اشاره کرد که جنسیت تنها چیزی نیست که در روابط مشاور اهمیت دارد. “[The] وی گفت: “مهربانی ، انسانیت ، فروتنی ، احترام به انسان ، سخاوت انسان از اهمیت بیشتری برخوردار است.” اما وی تأکید می کند که ترجیحاتی که مردم برای یافتن مشاوری مانند آنها بیان می کنند واقعی و مهم هستند. وی گفت: “شواهد روشنی وجود دارد که نشان می دهد برای بسیاری از دانشجویان تحصیلات تکمیلی ، به اشتراک گذاشتن جنسیت با مربی خود نکته مهمی است که برای آنها مهم است و به آنها امکان موفقیت در راههایی را می دهد که در غیر این صورت نمی توانند ، زیرا آنها الگویی دارند.” وی افزود: “آنها كسی را دارند كه در مورد ترجیحات خود و نحوه برخورد با آنها با او صحبت كنند.”

اما حمایت از زنان و اقلیت ها در علم نمی تواند به سادگی اطمینان از این باشد که همه از مربیانی برخوردار هستند که مطابقت جمعیتی دارد. از آنجا که زنان هنوز در بسیاری از مناطق STEM دانشجو هستند ، وضعیت برای اساتید بسیار بدتر است. این عدم تعادل یک مسئله ریاضی ایجاد می کند. جگسی گفت: “اگر هر زنی به زنی برای راهنمایی آنها احتیاج داشته باشد و فقط یك زن ارشد در این بخش وجود داشته باشد ، در پایان باید به نیمی از دوازده نفر راهنمایی كند.”

و زنان سفیدپوست هنوز هم در آکادمیک بیشتر از زنان رنگی که گاهی اوقات فقط توسط همکاران سفیدپوست یا مرد احاطه می شوند ، بیشتر است. در مورد دانشمندان جوان ترانس ، اگر نگویم بدتر ، وضعیت مشابهی است. داسگوپتا می گوید: “تنها بودن واقعاً بسیار سمی تر از یکی از معدود افراد است.”

[ad_2]

منبع: sadeh-news.ir