افسانه زلدا ، دینکی و یک پل به دخترم


وقتی زمستان تمام شد دومین حضور همه گیر من در مونتانا ، خودم را در حال تجربه اولین تجربه خود دیدم افسانه زلدا: نفس وحشی. به وحشت من ، عاقبت ، Hyrule Warriors: Age of Calamity، جشن باش نینتندو ، که در ماه نوامبر منتشر شد ، من را بخاطر چشم اندازهای گسترده ، آرامش بخش و حل پازل های کم خطر در یک سال واقعیت پرمخاطره خسته نکرد.

من 11 ماه متوالی با کودکان خردسال در خانه بوده ام ، هر دقیقه قفل من نبردی علیه تاریکی و هرج و مرج است ، پر از دو بوکین قرمز کوچک خودم که در دفاع ضعیف من دائما در حال چرخش باشگاه های بوکو هستند. هر روز از خودم می پرسیدم: آیا در کل جهان بازی حتی آنقدر لقمه وجود دارد که بتواند ما را در این سال خرج کند؟

وقتی برای اولین بار در بهار سال گذشته بغل شدیم ، بچه های من 18 ماه و 4 ساله بودند. من قدیمی ترین خود را به معرفی کردم دنیای ساخته شده یوشی تا ساعاتی را که کودک در حال چرت زدن است و من کار می کنم کمی تنوع ایجاد کنم. او هنوز زمان زیادی را با کنترلر نینتندو سوییچ نگذرانده بود و مدتی طول کشید تا دکمه ها را کار کند.

اما قبل از آن ، او مشغول بود بازی های کودکان PBS و ساگو مینی ورلد در یک آیپد قدیمی ، بنابراین در مبانی بازی کاملاً جدید نبود. پس از آن بیشتر تابستان را در حیاط خانه گذراند و به دنبال اشکالات بود و تا شام در خاک حفر می کرد ، سپس با من یا پدرش روی کاناپه نشست تا بازی کند. یوشی. او از بچه های پیش دبستانی و دوستانش مراقبت می کرد ، اما مانند یوشی می توانست برای مدتی تنهایی را فراموش کند. مانند یوشی ، او می تواند پسرهای بد را ببلعد. مانند یوشی ، او می توانست پرواز. تا ماه آگوست ، او حداقل 10 بار برنده بازی می شد ، چندین مورد از آنها با کمک صفر.

از زمانی که برای اولین بار فهمیدم دختر متولد نشده ما بطن شکمی دارد ، یک بیماری مغزی که در انتهای تحتانی طیف هیدروسفالی قرار دارد ، پنج سال در آرزوی این لحظه بودم. بطن هایی که مایع مغزی نخاعی را به مغز او منتقل می کردند بیش از حد بزرگ بودند و به طور بالقوه مکانی را برای رشد مغز اشغال می کردند. متخصص حاملگی جنین مادر فقط می تواند بگوید: “من دیده ام که آنها از اینجا به هر دو جهت آمده اند. تنها کاری که می توانیم انجام دهیم این است که منتظر نتایج آزمون باشیم و مشاهده کنیم. “

من نمی توانستم برنامه ریزی کنم که زندگی ما با او چگونه خواهد بود – نتایج از مراقبت های پزشکی شبانه روزی گرفته تا شنت مغزی نسبتاً ساده برای تسکین مایعات گرفته تا … احتمالاً هیچ چیز. من فکر می کردم که آیا هرگز قادر به عشقم به حق رای دادن Zelda ، بازی مورد علاقه خود ، با فرزندم هستم؟ آیا او قادر خواهد بود یک کنترل کننده را در دست داشته باشد یا منطق لازم برای کار با یک معمای چالش برانگیز را توسعه دهد؟ من قسم خوردم که راهی پیدا کنم.

اندکی پس از تشخیص ، به دلیل مشکلات ضعیف رباط ها ، در ناحیه مفصل ران و کمر بستر شدم. من بیشتر بقیه این بارداری را به صورت افقی گذراندم ، وزن ناشناخته به آرامی اندام های داخلی من را سازماندهی مجدد کرد. بین سونوگرافی هر دو هفته و انتظار طولانی برای آمنیوسنتز و نتایج MRI جنین ، من به دوست قدیمی ام ، لینک مراجعه کردم.

The Legend of Zelda: The Wind Waker HD، دوباره منتشر شده در WiiU ، به فضای امن من تبدیل شده است. من در حالی که ساعتهای انسان در حال رشد را تکان می دادم ، سعی می کردم نگران نباشم ، نگران نباشم ، از دریای بزرگ شنا کردم و آبهای هیرولای سیل زده را توصیف کردم.

دخترم زود آمد ، دو روز پس از سونوگرافی تغییر چشمگیری پس از آخرین بازدید ما نشان داد: بطن های او تقریباً به اندازه طبیعی کاهش یافت. نتایج آزمایشات وی هیچ یک از ناهنجاری های ژنتیکی یا کروموزومی را نشان نمی دهد که اغلب با ونتیکولومگالی مرتبط است. او از یک تشخیص نادر ، خوش شانس بود که نتیجه خوبی گرفت.

او علی رغم اندکی کند شدن حرکت موتور در پاهایش که اندکی لرزش به او ایجاد کرد ، مشتاق دویدن و رقص و جنگ به دنیا آمد و او فقط 16 ماه به بدن خود چسبیده بود که محدودیت های جسمی بارداری دوم من برای سرگرمی بسته شد . این بار نوزاد تشخیص وحشتناکی نداشت ، اما نقص در روابط من برطرف شد و من را مجبور به سوار شدن بر روی صندلی چرخدار کرد که بیشتر از آن هنگام بازی با دخترم از رختخواب خارج می شدم یا می رفتم. بیاموزید که وقت بازی به معنای آوردن اسباب بازی و کتاب برای من است و یا از من می خواهد که بنشینم و بغل کنم. انتظار داشتم این عارضه برگردد ، اما شدت آن ضربه ای بود.


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>