[ad_1]

این قسمت وحشی است ، بزرگترین چیز برای سال 2020 برای 2020: این شکاف – این تضاد بین بهداشت عمومی و رفاه خصوصی ، بین آزادی های شخصی و منافع مشترک – به اندازه بیماری های همه گیر قدمت دارد. میکروب ایده در واقع ایده میکروب بود.

در اواسط سال 1800 م پزشکان و دانشمندان در حال نزدیک شدن به این ایده قدیمی هستند که بیماری ها می توانند توسط موجودات کوچک و نامرئی که از شخصی به شخص دیگر می روند ، یعنی Contagium animatum ، همانطور که اندیشمندان قرن 16 می گویند ، ایجاد شوند. آنها نمی دانستند ویروس یا باکتری چیست ، اما می دانستند که چیزی بیماری است.

تعداد مبتلایان به تعداد مخالف بود: دانشمندانی که در سال 1948 محقق ادوین آکرکنخت را به عنوان “ضد مسری” شناخته بودند. آه ، آنها معتقد بودند که برخی بیماری ها توسط شخصی ، از فردی به فرد دیگر ، شیوع می یابد. آبله و سفلیس ، شاید. آنها مسری بودند. اما آنها نبودند همه گیری ها– تب زرد ، وبا یا طاعون ، مواردی که به نظر می رسد به صورت فصلی ، یا در مکان های خاص یا فقط در میان انواع خاصی از افراد پخش می شوند. هیچ کس نمی دانست چگونه. آنها درمورد مواد غذایی و عوامل بیماری زای آب ، در مورد تفاوت ویروس ها و باکتری ها ، در مورد “fomites” های سطحی که بیماری را در برخی موارد منتقل می کردند ، هیچ چیز نمی دانستند ، در حالی که قطرات و آئروسل های بازدم در موارد دیگر می توانند. آیا هیچ یک از این موارد گم شده است؟ خوب ، شاید این چیزی جوی بود – ابر بیماری ، میزاما ، شاید حتی “خاک” فقر و شهرها قبل از اصلاح. (قابل توجه است که دانشمندان هنوز هم برای ایده آنتاژیوم هوا در مورد سرایت می جنگند.)

اما ضد ضد مسری قطعاً یک چیز را می دانستند. این سه اپیدمی بزرگ – همراه با تیفوس ، که گاهی اوقات نیز دور ریخته می شود – مواردی بود که دولت ها را وادار به اتخاذ تدابیری برای کنترل جمعیت از قرن 14 میلادی کرد. این به معنای قرنطینه ، محدودیت سفر ، تعطیلی مشاغل بود – چیزی که امروز می توانیم آن را مسدود کردن بنامیم. و این باعث ضد دیوانگی افراد دیوانه شد. آنها گفتند که نتیجه گیری ها ، مانند حال حاضر ، برای تجارت مضر است. تلفات ناشی از آن از خسارات ناشی از خود اپیدمی بیشتر است. در اواسط انقلاب صنعتی قرن نوزدهم ، تمام آنچه که تحت ستم واقع شده بود ، مهار آزادی بود. آکرکنشت نوشت: “قرنطینه برای طبقه تجار و صنعتگران که به سرعت در حال رشد هستند ، منبع ضرر ، محدودیت گسترش ، سلاحی از کنترل دیوان سالاری بود که دیگر نمی خواست تحمل کند.” “آلودگی از طریق ارتباط آن با نیروهای دیوان سالار قدیمی از نظر همه لیبرالها مشکوک خواهد بود ، تلاش می کند تا مداخلات دولت را به حداقل برساند. بنابراین ، ضد مسری فقط دانشمند نبودند ، بلکه اصلاح طلبی بودند که برای آزادی فرد و تجارت علیه قید و بندهای استبداد می جنگیدند. “

علاوه بر این ، گفتن این بیماری از عدم بهداشت و بهداشت نادرست ناشی می شود ، گروه ضد آلودگی گاهی بی سر و صدا و گاهی سر و صدا بیماری را با قومیت و وضعیت اقتصادی-اجتماعی مرتبط می کند. این داروینیسم ایمونولوژیک اجتماعی بود. اگر افراد فقیر و غیر سفید پوست ابتدا یا بیشتر اوقات بیمار شوند ، برای برخی از “اصلاح طلبان” ثابت می شود که این افراد گزینه های شخصی بدی را انتخاب می کنند (به جای نشان دادن خرابی سیستم های اطراف خود). از این منظر ، شناسایی خاک به عنوان مولد اپیدمی ها زمینه را برای یک حرکت بهداشتی فراهم کرد ، برتری اخلاقی و جسمی سفیدپوستان ضعیف را نشان داد ، و قوانین مربوط به “آزادسازی زاغه ها” و منطقه بندی مسکن را توجیه کرد. شما چشمان خود را بر روی رئوس مطالب می بندید و نه تنها جغرافیای نژادپرستی ، بلکه استعمار را نیز می بینید بند بند بهداشتی.

انصافاً ، همانطور که یک مورخ یادداشت می کند ، علم (ناچیز) میاسم ها نشان می دهد که قرنطینه ها در واقع منجر به بیماری های همه گیر می شوند. بدترزیرا آنها باعث تشدید حبس و شرایط نامناسب شیوع بیماری شدند. و اگر “میازما” را به عنوان “شرایطی که بیماری گسترش می یابد” بخوانید ، خوب این همان نکته ای است که من سعی می کنم بیان کنم ، بنابراین … بله. اینها استدلالهای علمی صادقانه ای بودند که ثابت کردند انگیزه سیاسی و اقتصادی و فلسفی دارند و از نژادپرستی رنگ گرفته اند.

[ad_2]

منبع: sadeh-news.ir