[ad_1]

در کشتی ، سامپسون به دلیل نورپردازی و سکونش مانند جسدی نفیس به نظر می رسد.

چیزی را از دست داده ام. هر دو والدین در این قتل عام کشته نشده اند. مادرش این کار را کرد ، اما پدرش به شدت زخمی شد و پس از آن نیاز به مراقبت داشت. سامپسون ، دریبل دهان پدرش را پاک می کند ، به او کمک می کند گه شود ، او را بشویید ، از دست دادن او را تماشا می کند. دستیار ارزان آندروید ، شکسته و در حال تکرار عبارتی از کد ، با استناد به یک بند مبهم توانایی پرداخت یا تعویض آن را ندارد. من چیزی از این دوران نقاشی نمی کنم.

همه مدتی مرا می خواستند. من برای حمایت از گه ها به دهانه ها رفتم ، مردی که باید ببیند. لذت بردم. من زنده و واقعی بودم ، به جای هنرمند سایه ای که شدم. اکنون تحمل نگاه کردن به سطح هیپوکامپ را ندارم.

روز هوای بد ، تنفس کامل. اکثر افراد داخل آن می مانند ، اما اگر رژیم شما به آن بستگی دارد ، باید خارج شوید. من می بینم که آنها با مخازن اکسیژن ارزان و سایبان های سایبان خود به مزارع خود نقل مکان می کنند. نیجریه ای ها بازی نمی کنند. زمین ممکن است با بخار غوطه ور شود ، اما کسانی که در اینجا مانده اند حال خوبی دارند. رشد کن ، حتی

من می توانم اینجا خلق کنم و این مهم است. من در مورد آنها کنجکاوم ، اما آنها برایم غذا می آورند و بررسی می کنند که آیا من در خانه خود زنده هستم. آنها این کار را با ایجاد موشک و منتظر شکایت او انجام می دهند. سپس ، وقتی من این کار را می کنم ، هرکسی سر تکان می دهد و عقب می کشد.

گی یابی

من نمی دانم

من در مورد Berom یا House صحبت نمی کنم ، اما کمی اگون را برداشتم ، کافی است که بپرسم ایستگاه اتوبوس کجاست. مدتی طول کشید تا فهمیدم که این صدا حسن همجواری است. من فکر کرده بودم که به جای دیگری بروم.

زخم گلوله پدر سامپسون هرگز خوب نشد. چرک را بیرون می اندازد تا روزی که بمیرد. سامپسون با چرک ، با تمیز کردن ، با بوییدن آن ، با دور انداختن لنت ها ، بافت ها ، پانسمان زخم ها زندگی می کند.

وقتی ستاره اش طلوع می کند ، ناپدید می شود. برای لحظه ای کوتاه او همه جا است ، پس هیچ چیز نیست. خرید تایرهای عمومی برای عملکردهای آن. رزروها نازک شده و سپس خشک می شوند. بالاخره کهکشان استعدادها وجود دارد. تسلط ممکن است ، اما نادر است. زیبایی ارزان است ، و ستاره حرفه ای نیست ، بلکه یک میانبر است.

امروز ثبت نام کنید

من آنچه را که سامسون برای آن لازم دارم ، دارم و استخوانهای برهنه کارم را دارم. من از این امید که چه کاری می توانم انجام دهم اگر صبور و کوشا باشم هیجان زده هستم. من کار را انجام می دهم ، اما در مورد مدل خود با چشمانی غمگین کنجکاو هستم. ریگ می تواند با استفاده از داده های گذشته سوژه به آینده برون زدایی کند. افشای اطلاعات در بیشتر حوزه های قضایی غیرقانونی است و دلیل خوبی هم دارد. اگر برای افراد اطراف خود آشکار شوید ، زمان های خاص آینده خود به خود تحقق می یابد. مردم می میرند یا خودکشی می کنند. این گیج کننده است ، بنابراین ممنوع است.

من داده ها را بررسی می کنم و چیز زیادی وجود ندارد ، که به معنی یکی از دو چیز است: یک ماشین معیوب یا جسم انتظار می رود جوان بمیرد. من نگران هستم ، اما من آن را بازی می کنم.

سامپسون با چهره ای تیره و تار سفر می کند. خطوط را ترسیم می کنم. من قبلاً این عبارت خاص را ندیده ام. او چاقویی دارد که خودش درست کرده است. او به کسی ، یک مرد ، نمادی از گذشته خود حمله می کند. او پدر و مادرش را کشت. انتقام ، پس سامپسون هیچ شانسی نداشت. او توسط محافظین و خون بریده شد.

خوب

آن را تکرار می کنم ، سپس در تاریکی می نشینم.

بیرون پنجره من ، شب صاف ، بدون ماه.

نمی توانم تصویری که سامپسون در حال مرگ است را از ذهنم بیرون بیاورم. شباهت زیادی به شکستن جمجمه در تصادف نیروی جاذبه مصنوعی ندارد. من آن را نقاشی نمی کنم.

اما او هنوز زنده است.

و چی؟ نمی توانم به او هشدار دهم.

علاوه بر این ، یک آینده نیز ممکن است. ممکن است این اتفاق نیفتد.

بله ، او خواهد کرد.

من یک نقطه عطف محلی را ترسیم می کنم. مجسمه برنز یک قهرمان فراموش شده. هیچ کس در اینجا نمی تواند به من بگوید او کیست. هیچ چیز نوشته نشده است ، اما در یک زمان این زن آنقدر خوشحال شد که جامعه برای جاودانه ساختن ویژگی های او پول جمع کرد. همو ساپینس برای میمون های ما ناپایدار است.

[ad_2]

منبع: sadeh-news.ir