آنچه کارآگاه ویکتوریایی در مورد بهداشت شهری ثابت کرد


در کتاب او از سال 2018 تفکیک براساس طرحترونستین جزئیات نحوه کار مردم محلی در اوایل دهه 1900 برای کاهش قابل توجه شیوع بیماری هایی مانند وبا و تب حصبه را بیان می کند. میزان مرگ و میر ناشی از بیماری های عفونی بین سال های 1900 تا 1940 75 درصد کاهش یافت و بخشی از این کاهش به دلیل توسعه سیستم های عمومی فاضلاب و فاضلاب توسط شهرداری های محلی بود. با این حال ، این مزایا به دور از حد عمومی بود و از همان ابتدا ساکنان کم درآمد و جوامع رنگارنگ کمتر از این خدمات بهره مند می شدند. حتی وقتی آنها را تحویل گرفتم ، خدمات از کیفیت پایینی برخوردار بودند. ترونستین نوشت: “آنها كمتر به فاضلاب متصل می شوند ، خیابان های درجه بندی شده و آسفالته دارند یا از برنامه های كاهش بیماری بهره مند می شوند.”

این نابرابری ها امروزه همچنان ادامه دارد ، در برخی از محله ها به آب تمیز ، مناطق سبز فراوان با زمین بازی و فاضلاب های فاضلاب دسترسی دارند ، در حالی که برخی دیگر این دسترسی را ندارند. تفکیک ، چه به صورت رسمی و چه به صورت واقعی ، این امکان ارائه نابرابر کالاها و خدمات عمومی را فراهم کرده است. ترونستین استدلال می کند که مقامات محلی با شکل دادن به جغرافیای مسکن از طریق سیاست های محلی استفاده از زمین ، مانند قوانین منطقه بندی ، این تقسیم را عمیق تر کرده اند. این همان چیزی است که او “تفکیک طراحی” می نامد.

در نیمه دوم قرن بیستم ، هنگامی که پروازهای سفید با کاهش مالیات از مراکز شهر خارج شدند ، این نابرابری ها گسترده تر شد – و با آنها سیاست های افراد محروم و محروم نیز متفاوت شد. در مکانهای فرخنده ، ترونستین دریافت که ساکنان از نظر سیاسی محافظه کار بوده و با قیمتهای بیشتری به نامزدهای ریاست جمهوری جمهوری خواه رای می دهند ، مالیات پایین تر و هزینه های محدود را ترجیح می دهند و نابرابری را نتیجه شکستهای فردی می دانند. سرانجام ، با تنظیم کاربری زمین ، برنامه ریزی ، منطقه بندی و بازسازی ، بدون در نظر گرفتن چالش های پیش روی جوامع حاشیه ای ، مقامات محلی تفکیک نژادی و طبقاتی را عمیق تر کردند ، روندی که به نفع صاحبان املاک سفید بود. ترنستین نتیجه گیری می کند: از افراد رنگین و فقیر.

پیامدهای این تقسیم بندی گسترده و ماندگار است. محققان دریافته اند که تفکیک نژادی بر طیف گسترده ای از عواملی که نتیجه زندگی انسان را تعیین می کنند ، تأثیر می گذارد و منجر به سطوح بالاتر فقر ، سطح تحصیلات پایین تر و میزان حبس بالاتر می شود. به گفته رابرت سامپسون ، استاد دانشگاه هاروارد ، كه در كتاب خود این موضوع را بررسی می كند ، محله های جدا شده در حال تبدیل شدن به جوامعی هستند كه این نقطه ضعف در آنها تركیب می شود و منجر به نابرابری مستقیمی می شود كه اجتناب از آن دشوار است و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. شهر بزرگ آمریکایی: شیکاگو و اثر ماندگار همسایگی. سامپسون نتیجه می گیرد که این نابرابری می تواند از طریق نوع مداخله ساختاری که دولت ها به آن مجهز هستند ، غلبه شود. با این حال ، تاریخ به ما نشان داده است که افراد دارای قدرت سیاسی در اقدامی برای از بین بردن این نابرابری ها کوتاهی کرده اند ، و جوامع رنگارنگ را به این سال وا می دارند که آیا رویای آمریکایی برای برابری برای همه در طول زندگی آنها قابل تحقق است؟

در طول زندگی خود ، جیمز بالدوین ، نویسنده شک داشت که آیا ایالات متحده سرانجام با ریاکاری یک دموکراسی روبرو خواهد شد که بر اساس اصول برابری استوار است اما در واقع سیستمی ایجاد می کند که برای زندگی سفیدپوستان بیش از همه زندگی های دیگر ارزش قائل است؟ در بحبوحه جنبش حقوق مدنی در اوایل دهه 1960 ، بالدوین به برادرزاده خود در مورد خطرات پیش روی وی در کشوری که وی را در یک محله یهودی نشین قرار داد ، هشدار داد و قصد داشت “بمیرد”. در مقاله “نامه ای به برادرزاده ام” ، که از سال 1963 بخشی از کتاب او شد. دفعه بعد آتش، بالدوین شرایطی را که در آن برادرزاده اش متولد شد توصیف کرد: “شرایطی که چارلز دیکنز بیش از صد سال پیش در لندن برای ما توصیف نکرده است.” دهه 1960 دهه خشونت و مقاومت در برابر درخواست های تغییر – یک لحظه تاریک در تاریخ ما ، زیرا مبارزان آزادی در این نبرد برای حقوق شهروندی و برابری جان خود را از دست دادند. بالدوین خطاب به برادرزاده خود نوشت: “من می دانم كه امروز چقدر به نظرت سیاه می آید.” بالدوین با تمام دلهره خود به این امید خیانت کرد که با هم می توانیم “آمریکا را آنگونه که آمریکا است ، بسازیم”.


منبع: sadeh-news.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>